تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
هم خواهد بود و در ميان پيغمبران گذشته و حجتهاى خداى عز و جل معمرينى بوده‌اند و حضرت نوح دو هزار و پانصد سال عمر كرده است و قرآن ميگويد نهصد و پنجاه سال در ميان قوم خود بوده است و روايتى كه با سند در اين كتاب ذكر كرديم ميگويد در قائم روشى است از حضرت نوح ( ع ) كه آن طول عمر است و چگونه امر او انكار شود و آنچه مانند آنست از امور ديگر انكار نشود كه همه بر خلاف معمول و ظاهر عقول است بلكه اعتراف بدان لازم باشد چون كه از پيغمبر ( ص ) نقل شده است و همچنان اعتراف به حضرت قائم از طريق نقل اخبار لازمست . در كدام عقل روا باشد كه اصحاب كهف در ميان غار خود سيصد و نه سال بمانند آيا جز قرآن بر آن دلالت دارد پس چرا در امر قائم از راه نقل اعتراف نشود چگونه باخبارىكه از وهب بن منبه و كعب الاحبار راجع بمحالاتى كه نتوان نسبت به پيغمبر ( ص ) داد تصديق ميكنند و به آنچه از پيغمبر و ائمه راجع بامر قائم و غيبت و ظهور او روايت شده تصديق ندارند با آنكه تصريح دارد ظهور او بعد از شك اكثر مردم و برگشت آنها از قول بامامت او است چنانچه اخبار صحيحه در باره آن رسيده است آيا اين جز مكابره و روگردانى از حق علتى دارد ؟ و چرا نميگويند چون در اهل زمان كسى كه عمر طولانى كند وجود ندارد لازم است كه عمر دراز در جنس مشهور بشر باشد براى تصديق گفتار صاحب شريعت و جنسى معروفتر از حضرت قائم نباشد زيرا او در شرق و غرب عالم در زبان دوست و دشمن خود معروفيت دارد و اگر غيبت امام دوازدهم دروغ باشد با اين همه روايات صحيح قطعى كه از پيغمبر رسيده است و خبر بوقوع آن داده است نبوت او باطل باشد زيرا او اخبار از وقوع غيبت كرده است و دروغ در آمده است و اگر در يك موضوع دروغ او محقق باشد پيغمبر نباشد و چگونه