گيرد اين كافر است حقا تا به جائى كه مؤمن فرياد كشد واى بر تو اى كافر و كافر فرياد زند خوشا بر تو اى مؤمن من دوست داشتم چون تو باشم و بفوز بزرك برسم ، سپس دابه سر بلند كند و باذن خدا همه مردم از مشرق تا مغرب او را ببينند و اين پس از آنست كه آفتاب از مغرب خود برآيد در اين وقت تو به برداشته شود ، نه توبه پذيرفته است و نه عمل سود دهد و سود ندهد كسى را ايمانش در صورتى كه پيش از آن ايمان نداشته و با ايمان كسب خيرى نكرده ، سپس فرمود ديگر از من نپرسيد كه بعد از آن چه خواهد بود زيرا دوستم پيغمبر ( ص ) از من تعهد گرفته آن را جز بخاندانم نگويم نزال بن سبره گويد بصعصعة بن صوحان گفتم اى صعصعه مقصود امير المؤمنين از اين جمله چه بود ؟
صعصعه گفت يا بن سبره آنكه عيسى بن مريم پشت سرش نماز ميخواند دوازدهمين از عترت و و نهمين فرزند حسين ( ع ) و او است آفتابى كه از مغرب خود برميآيد و نزد ركن و مقام ظاهر مىشود و زمين را پاك مىكند و ترازوى عدل مينهد و ديگر كسى به كسى ستم نميكند امير المؤمنين بما خبر داد كه دوستش رسول خدا ( ص ) به او سفارش كرده كه از حوادث بعد از او به كسى جز عترتش خبر ندهد
2 - اين حديث را ابو بكر محمد بن عمرو بن عثمان بن فضل عقيلى فقيه بسند خود عينا نقل كرده است از قول ابن عمر
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 208
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٠٨