تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
را فرستاد و آن حضرت آن را پذيرفت 7 - جمعى از اصحاب ما روايت كرده‌اند كه يك بنده اى به حساب سهم امام نزد ابى عبد الله بن جنيد بواسطه فرستادند و به او دستور داد آن را بفروشد آن را فروخت و بهايش را گرفت و چون سنجيد هيجده قيراط از اشرفىها كم بود و از مال خود هيجده قيراط و يكحبه بر آن افزود و فرستاد و يك اشرفى از آن برگشت كه وزنش هيجده قيراط و يكحبه بود 8 - محمد بن ابراهيم بن مهزيار در حال شك و ترديد و جستجو وارد عراق شد و اين توقيع براى او صادر شد « بمهزيارى بگو آنچه را از دوستان هم ناحيه خود حكايت كردى فهميديم به آنها بگو مگر نشنيديد كه خداى عز و جل ( در سوره نسا آيه 59 ) ميفرمايد » اى آن كسانى كه گرويديد خدا را اطاعت كنيد و رسول خدا و اولو الامر خود را اطاعت كنيد « آيا اين دستور تا روز قيامت نيست ؟ آيا نميدانيد كه خداى عز و جل براى شما پناهگاههائى ساخته كه بدان پناهنده شويد و از زمان آدم عليه السلام تا زمان امام گذشته پيشوايانى داشته كه بدان رهبرى ميشديد هر گاه پيشوائى از ميان برخاسته پيشواى ديگر بجاى او نشسته و هر گاه ستاره اى فرو شده ستاره ديگر بر آمده و چون خدا امام يازدهم را برگرفت گمان برديد كه خداى عز و جل وسيله ميان خود و خلقش را بريد ، هرگز نه چنين بوده است و نخواهد بود تا رستخيز برپا شود و بايد دستور خدا آشكار گردد و اگر چه آنها را بد آمد ، اى محمد بن ابراهيم نسبت بدان چه پيش داشتى ترديدى به خود راه مده زيرا خداى عز و جل زمين را بيحجت خود نگذارد آيا نبود كه پدرت پيش از مردنش به تو گفت هم اكنون كسى را بايد حاضر كنى تا اين اشرفيها كه نزد من