ظهور ميكنم و هنگام ظهور بيعت احدى از سركشان بگردنم نيست
15 - وجه بهره ورى از من در پنهانى من مانند بهره ورى از آفتاب است كه ابر آن را از ديدهها نهان كرده و براستى من امان اهل زمينم چنانچه ستارهها امان اهل آسمانند ، پرسش از آنچه براى شما سودى ندارد موقوف كنيد و دنبال دانستن آنچه را كه از شما صرف نظر شده نباشيد و براى تعجيل فرج بسيار دعا كنيد كه همان فرج و گشايش شما است درود بر تو اى پسر اسحق و بر هر كس پيرو هدايت است
5 - محمد بن شاذان بن نعيم در نيشابور باز گفته است كه مقدارى مال براى قائم عليه السلام پيش من جمع شد و از پانصد درهم بيست درهم كم بود من به داشتم كه آن را ناقص بفرستم آن را از مال خود تتميم كردم و براى محمد بن جعفر فرستادم و ننوشتم كه بيست درهم آن از خود من است محمد بن جعفر قبض آن را براى من فرستاد و در آن نوشته بود پانصد درهم كه بيست درهمش از خودت بوده است رسيد .
6 - اسحق بن يعقوب گويد از شيخ عمرى ( رضي الله عنه ) شنيدم ميگفت از مرديكه از اهل سواد بود شنيدم كه مالى از بابت حق قائم خدمت آن حضرت فرستاده و او را برگردانيده و به او اعلام شده كه بايد حق عموزادگان خود را كه چهار صد درهم است از آن بيرون كنى ، آن مرد متحير و مبهوت شده است و به حساب مال خود رسيدگى كرده ، مزرعه اى از عموزادگان وى در دستش بوده كه مقدارى از آن را به آنها رد كرده و برخى را براى خود نگهداشته و چون ملاحظه كرده آنچه از حق آنها كم داده است همان چهار صد درهم بوده است كه امام عليه السلام خبر داده و آن را از ميان آن بيرون كرد و باقى
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 162
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٦٢