6 - اما در حكم پيشآمدهاى تازه براويان حديث ما رجوع كنيد زيرا آنها حجت بر شمايند و من حجت بر آنهايم 7 - اما محمد بن عثمان عمرى رضى الله عنه و عن ابيه در قبل مورد وثوق من است و نوشته او نوشته من است 8 - اما محمد بن مهزيار اهوازى به زودى خدا دلش را اصلاح كند و شكش را بر طرف سازد و اما آنچه را براى ما ميفرستى همان را بپذيريم كه پاك و حلالست و بهاى كنيز خواننده حرامست 9 - محمد بن شاذان بن نعيم مرديست از شيعيان ما خاندان 10 - و اما ابو الخطاب محمد بن ابى زينب اجدع ملعونست و اصحابش هم ملعونند با هم عقيدههاى آنان منشين زيرا من از آنها بيزارم و پدرانم ( ع ) از آنها بيزارند 11 - و اما كسانى كه اموال ما را در دست دارند هر كس چيزى از آنها را بر خود حلال شمارد همانا آتش خورده است 12 - و اما خمس بر شيعيان ما مباح شده است و تا هنگام ظهور از آن معافند تا حلالزاده باشند و حرامزاده نگردند 13 - اينكه جمعى در دين خداى عز و جل شك كردند از آنچه بما دادند پشيمانند ما از هر كس فسخ عمل بيعت خواهد بيعت را برداشتيم و نيازى بصله شكاكان نداريم 14 - اما علت وقوع غيبتى كه پديد شده است بدرستى كه خداى عز و جل ميفرمايد ( در سوره مائده آيه 101 ) اى آن كسانى كه ايمان داريد از چيزهائى نپرسيد كه اگر براى شما هويدا گردد بدتان آيد هيچ كدام از پدران من نبود جز آنكه در گردنش بيعت يكى از سركشانش واقع گرديده بود و براستى من
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 161
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٦١