تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
وجه آن براى ما منكشف نباشد

باب پنجاهم در توقيعاتى كه از ناحيه قائم رسيده است « 1 »

1 - على بن عاصم كوفى گويد در ضمن توقيعات صاحب الزمان بيرون آمد : ملعونست ملعون كسى كه در انجمنى از مردم مرا نام برد 2 - محمد بن صالح همدانى گويد نوشتم به صاحب الزمان ( ع ) كه خاندان مرا آزار ميدهند و سركوفت ميزنند بمضمون حديثى كه از پدرانت ( ع ) روايت شده است كه فرموده‌اند ، خدام و وكلاى ما بدترين خلق خدايند . در جواب نوشت واى بر شما نميخوانيد آنچه را خداى عز و جل در كتاب خود فرموده است ( در سوره سبا آيه 18 ) و قرار داديم ميان ايشان و قريه هائى كه اطراف آنها را بركت داديم قريه‌هاى پشت در هم به خدا مائيم قريه هائى كه خدا در آنها بركت نهاده و شمائيد قريه‌هاى ظاهر و پى در هم - بروايت عبد الله بن جعفر هم اين حديث روايت شده است
هامش
« 1 » توقيع در اصطلاح تاريخ و ادب آن دستورات و جواباتى بوده است كه خلفاى وقت يا دبير مخصوص آنها در حاشيه نامه‌ها و كتب صادره ثبت ميكردند و فن نگارش توقيع يكى از فنون مهم ادبيت بشمار ميرفته است و بعضى از ادبا منتخبات توقيعات را جمع آورى كرده‌اند و به اين مناسبت دستوراتى كه در زمان غيبت صغرى از ناحيه امام صادر ميشده و بيشتر آنها جواب نامه‌هاى مراجعين بوده است توقيعات گفته شده است و معنى ساده آن حاشيه نويسى است