2 - اينكه خبر صادر از مسلمان را از حيث اينكه لفظى است كه دلالت بر معنايى مىكند كه احتمال دارد مطابق با واقع باشد و يا غير مطابق ، بر مطابق با واقع حمل مىنمائيم ، به اين معنا كه آثار واقع را برآن مترتّب مىسازيم .
( حاصل مطلب )
اينكه معناى دوم همان معنايى است كه از عمل به خبر عادل و حجيّت آن ، اراده شده است و امّا معناى اوّل : همان معنايى است كه مقتضاى ادلّه حمل فعل مسلمان بر صحيح و احسن است ، چنانچه ظاهر اخبار وارده دلالت دارند بر اينكه :
يكى از حقوق مؤمن بر مؤمن اين است كه وى را تصديق نموده و متّهمش نكند ، به ويژه مثل اين فرمودهء امام عليه السّلام :
اى ابا محمد ! گوش و چشمت را ( نسبت به شنيدنىها و ديدنيهاى ) راجع به برادر دينىات تكذيب نما ، چه آنكه اگر 50 نفر نزد تو قسم بخورند كه وى فلان سخن را گفته ، لكن خودش بگويد : آن را نگفتهام ، او را تصديق و قسامه را تكذيب نما .
پس از تكذيب قسمخورندگان با اينكه از اهل ايمان هستند ، اراده نشده است مگر عدم ترتّب آثار بر كلام ايشان ، نه تكذيب در مقابل تصديق مشهود عليه ( يعنى بگويى ايشان دروغ و مشهود عليه راست مىگويد ) چرا كه اين معنا ترجيح بدون مرجّح و بلكه ترجيح مرجوح بر راجح است . بله از اين معنا ( كه ذكر شد ) مواردى كه واجب است شهادت مؤمن بر عليه مؤمن قبول شود ، هرچند مشهود عليه آن را انكار كند ، خارج گرديده است .