اين نحوه عمل و مشى حضرت ، موجب صدق ( خير ) نسبت به هر دو ( مخبر - مخبر عنه ) است .
لذا معناى فوق هيچگونه ارتباطى با حجيّت قول عادل نداشته و دور از افادهء آن معنا مىباشد .
* حاصل اشكال فوق به طور خلاصه چيست ؟
با توجه به تقسيمات تصديق به قولى و فعلى ، مراد از تصديقى كه در باب حجيّت خبر مطرح است همان تصديق عملى يعنى ترتيب اثر دادن و عمل نمودن به خبر مخبر است و حال آنكه مراد از تصديق در آيه شريفه ، تصديق قولى است يعنى اظهار قبول .
( فما قصد لم يقع و ما وقع لم يقصد )
* به چه دليل مىگوييد مراد از تصديق در آيه شريفه تصديق قولى است ؟
به دليل وجود شواهد متعدّد داخلى و خارجى .
* مراد از عبارت ( و يؤيّد هذا المعنى ما عن تفسير العياشى عن الصادق . . . ) چيست ؟
روايتى است در تفسير عيّاشى از امام صادق 7 كه شيخ در تأييد اشكال دوم آورده است كه فرمودهاند :
پيامبر اكرم مؤمنين را به اين علت و دليل تصديق مىفرمود كه به ايشان رئوف و رحيم بودند .
حال رئوفيّت و رحيميّت نسبت به همهء مؤمنين زمانى است كه تصديق قولى باشد و گرنه اگر مراد تصديق عملى باشد ، چهبسا ممكن است كه نسبت به مخبر رئوف و رحيم شود ولى نسبت به مخبر عنه غليظ و شديد باشد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 214
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢١٤