تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
ترجمه :

( مؤيّدى ديگر )

و تأييد مىكند اين معنا ( اشكال دوم ) را روايتى از مرحوم قمىّ در سبب نزول آيه شريفه مبنى بر اينكه منافقى در مدينه پشت سر پيامبر سخن‌چينى مىنمود كه خداوند پيامبر را از اين مسئله باخبر نمود ، حضرت وى را به حضور طلبيد از او سؤال فرمود كه چرا توطئه مىكنى ؟ او در پاسخ همه چيز را انكار كرده قسم خورد كه سخن‌چينى نكرده است ، پيامبر هم قبول كرد و فرمود حال كه مىگويى نكرده‌ام ، پس آزادى برو . از آن پس آن مرد منافق در مقام طعن و در غياب پيامبر مىگفت : پيامبر اذن ( گوشى ) است ، هرچه را كه بشنود ، مىپذيرد ، خداوند او را از سخن‌چينى من و اينكه اخبارش را نقل مىكنم ، باخبر كرد پس قبول نمود وقتى خودم آن را انكار كردم باز هم پذيرفت . لذا خداى متعال او را رد نمود و به ايشان فرمود : بگو پيامبر براى شما گوش خوبى است .

( استشهاد )

روشن است كه تصديق پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نسبت به منافق مذكور ، ترتّب مطلق آثار صدق بر او نبوده و اين تفسير صريح است در اينكه مراد از مؤمنين ( در آيه ) كسانى هستند كه بدون اعتقاد اقرار به ايمان دارند ، پس ايمان ( پيامبر ) به ايشان ، برحسب ايمانى است كه داشته‌اند و گواه بر تغاير معناى ايمان در دو موضع ، علاوه بر تكرار اين لفظ در هر دو جا ، متعدى شدن كلمهء يؤمن در اوّلى با ( باء ) و در دوّمى با ( لام ) است ، فافهم .

( توجيه روايت و تبيين معناى تصديق )

و امّا توجيه كردن روايت ، نياز به بيان معناى تصديق دارد ، ازاين‌رو مىگوييم كه : هنگامى كه مسلمان از چيزى خبر مىدهد ، براى تصديق خبرش دو معنا مىباشد . 1 - معنائى كه ادلّه تنزيل فعل مسلمان بر صحيح و احسن مقتضى آن است . بنابراين اخبار از حيث اينكه فعلى است از افعال مكلفين است ، صحيحش مباح و فاسدش نقيض آن است مثل : دروغ و غيبت و امثال آن ، بدين خاطر حمل خبر صادر از مسلمان را بر صدق و راستگوئى حمل فعل مسلمان بر امر احسن و صحيح است .