تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨

تشريح المسائل

* مراد از عبارت ( و يؤيّده ايضا ما عن القمىّ فى سبب نزول الآية . . . الخ ) چيست ؟ بيان شأن نزول آيه است به عنوان شاهدى ديگر بر اشكال دوم مبنى بر اينكه منافقى پشت سر پيامبر نمّامى مىكرد ، خداى تعالى رسول اللّه را باخبر فرمود ، حضرت آن منافق را احضار كرد ، آن مرد مسئله را تكذيب كرد پيامبر او را رها ساخت . پس از اين ماجرا در تضعيف پيامبر مىگفت : او گوش است و هركه هرچه مىگويد ، مىپذيرد ، چرا كه خدا او را از نمّامى من باخبر كرد پذيرفت من آن را تكذيب كردم باز هم پذيرفت . لذا : آيه آمد كه
أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ
اى يصدّقهم . حال از آنجا كه اين منافق ايمانش به خدا صورى بود ، تصديق النّبى صلّى اللّه عليه و آله هم نسبت به او ظاهر خواهد بود و نه ظاهرا و باطنا ، در نتيجه آثار مترتّب بر كلام صادق را بر سخنان او مترتّب نمىنمود . * جهت توجيه روايت اسماعيل بن صادق مقدّمة بفرمائيد تصديق المسلم بر چند نوع است ؟ بر دو نوع است : 1 - حمل قول و كلام او بر درستى و احسن الوجوه بودن . چرا كه قول مسلم نيز فعلى از افعال اختياريه صادره از مسلم است و لذا وقتى امر دائر است كه اين فعل او را حمل بر صحت كنيم ( يعنى : صدق و راستى ) و يا حمل بر فساد ( يعنى كذب و غيبت ) ، بايد حمل بر احسن كنيم كه همان صدق است . اين معنا از ادلّهء وجوب حمل فعل مسلم بر صحت ، استفاده مىشود و ربطى به ما نحن فيه ندارد ، چرا كه در مقام عمل احتياط حاكم است . 2 - تصديق عملى يعنى : آثار را برآن مترتب ساختن است كه ما نحن فيه و مورد بحث ما نيز همين است . * با توجه به مقدّمهء فوق مراد از عبارت ( و من المعلوم انّ تصديقه للمنافق . . . الخ ) چيست ؟ اين است كه حضرت صلّى اللّه عليه و آله مطلق آثار صدق را بر كلام او مترتّب نساخته و به حسب ظاهر وى را تكذيب نمىفرمود است . پس اولا : مراد از آن صدق المؤمنين در كلام امام صادق ، تصديق به معناى اوّلى است يعنى : حمل فعل مسلم بر صحت و احسن الوجوه بودن و لكن عند العمل ، احتياط كردن است چرا كه مراد از مؤمنين در آيهء شريفه كسانى هستند كه صرفا با ايمان تقارن داشته و ظاهرا به آنان مؤمن گفته مىشد بدون اينكه در باطن ايمان و اعتقادى داشته باشند . بنابراين آيه ربطى به ما نحن فيه ندارد .