تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
معناى سوم باشد و حال آنكه ، اين معنا از ظاهر آيه به دست نمىآيد و دليل و قرينه‌اى هم بر ارادهء آن در دست نيست . * عبارت اخراى اشكال اوّل چيست ؟ اين است كه هركسى كه به مجرّد شنيدن سخنى ، بدون علم و اعتقاد قلبى ، از روى تعبّد به آن ترتيب اثر دهد ، مراد از ( اذن ) نمىباشد ، تا به درد ما نحن فيه نخورد . بلكه ، كسى است كه سريع الاعتقاد است و به محض شنيدن خبرى از يك مخبر برايش باور حاصل مىشود ، آنگاه به باور و يقين خود عمل مىكند و نه از روى تعبّد ، پس آيه از ما نحن فيه اجنبى است . * اگر اشكال شود كه آيه در مقام مدح است و حال آنكه سريع الاعتقاد بودن صفتى مذموم است و سزاوار مدح نيست پس چگونه مىتوان آيه را به معناى فوق تفسير نمود ؟ شيخ چه پاسخى مىدهد ؟ مىفرمايد : سريع الاعتقاد بودن اگرچه از جهات ديگرى مذموم است و لكن از اين جهت كه حاكى از حسن ظنّ طرف به مؤمنين و نشانهء عدم اتّهام نبىّ اكرم به مؤمنين است ، كاملا ممدوح است و لذا با مقام آيه تناسب دارد . * حاصل اشكال دوّم شيخ به استدلال به آيهء اذن چيست ؟ اين است كه مراد از حجّت بودن خبر واحد و اخبارى را كه عادل مىآورد اين است كه آن را واقع فرض كرده و تمام آثار واقعى را برآن مترتب نمود ، و حال آنكه آيه شريفه اذن برآن دلالت نمىكند . زيرا اگر اين‌چنين مىبود ، خداى تعالى از آن حضرت ، نسبت به مردم ، به اذن خير تعبير نمىنمود . چه آنكه فى المثل : اگر زيد به حضرتش خبر مىداد كه عمرو شرب خمر كرده و يا عمل زنا نموده ، مسئله از دو حال خارج نبوده است . 1 - اينكه خبر را واقع به حساب آورده و حدّ شرب و يا زنا را بر عمر جارى مىنمود . 2 - اينكه خبر را رد و زيد را در خبرش تصديق و تأييد نمىفرمود . حال در هيچ‌يك از اين دو صورت اطلاق اذن خير به طور مطلق درست نمىباشد ، چرا كه در فرض اوّل ، اذن خير نسبت به ( مخبر ) بوده ، و در فرض دوّم نسبت به ( مخبر عنه ) . در نتيجه از اطلاق حق تعالى از پيامبر به اذن خير ، به طور مطلق و بدون هرگونه قيدى ، مىفهميم كه مقصود معنايى است غير از آنچه گفته شد ، و آن اين است كه مخبر ، وقتى خبر مىآورد على الظاهر حضرت او را تصديق مىفرمود و دروغگو قلمدادش نمىنمود و حال آنكه باطنا و در عمل آثار واقع را بر خبر او مترتب نمىكرد . لكن مواظب و مراقب ( مخبر عنه ) بوده و در كمال احتياط و حذر از او قرار داشته‌اند .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 213 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى