حجيّت فتوى مىخورد و نه خبر واحد .
* اگر اشكال شود كه برخى راويان حديث خود از اهل ذكر و مجتهد بودهاند و برخى عامى ، حال وقتى آيهء سؤال شامل گروه اوّل شود ( يعنى اهل علم ) و روايات آنها نيز حجّت شود ، از راه اجماع مركب ، احاديث راويان عامّى را نيز حجت مىكند يعنى گفته مىشود كه :
كسى كه قائل به تفصيل نيست كه بگويد : حديث راوى عالم حجّت و حديث راوى عامى لا حجّت است ، بلكه عدّهاى بهطور كلّى خبر واحد را حجّت نمىدانند چه راوى آن عامى باشد و چه عالم .
عدّهاى نيز به قول مطلق خبر واحد را حجّت مىدانند .
پس اگر آيهء سؤال خبر راوى عالم را شامل شود ، بايد خبر راوى عامى را هم حجّت بدانيم و الّا خرق اجماع مىشود . پاسخ شيخ چيست ؟
اين است كه : سؤال از اهل علم منظور است ، نه سؤال از الفاظ و اصوات امام از اهل علم از آن جهت كه عالماند .
پس مشمول آيه سؤال نمىباشد ، شاهد و گواه ما نيز بر اين مدّعى اين است كه وقتى گفته مىشود از مجتهد بپرس يعنى از آن جهتى كه بدان عالم است بپرس ، نه اينكه از هر درى وارد شو و از هر موضوعى بپرس .
حاصل اينكه آيهء شريفه مزبور به درد ما نحن و فيه نمىخورد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٠٦