تشريح المسائل
* شأن نزول آيه شريفه ( اذن ) چيست ؟
در تفسير لاهيجى از على بن ابراهيم روايت شده است كه عبد الله بن نفيل منافق به خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىآمد و نمّامى مىكرد و اخبار را به منافقان مىداد . جبرئيل حضرت را از اين مطلب باخبر نمود حضرت آن منافق را به حضور طلبيد و فرمود كه از تو چنين عملى به من رسيده است او قسم خورد كه كار من نيست .
حضرت به حسب ظاهر سخن او را قبول فرمود و به او دستور داد كه به منزل خود برود او به نزد قومش آمد و گفت :
محمد گوش است هرچه بگوئى مىپذيرد . خداى تعالى او را از سخنچينى من خبر داد ، قبول كرد چون من انكار نمودم ، آن را هم قبول كرد و لذا خداى تعالى اين آيه را نازل فرمود .
* كيفيت استدلال مستدلين به آيه اذن را توضيح دهيد ؟
بدين نحو است كه مىگويند :
خداى تعالى پيامبرش را به سبب تصديقش مدح و ستايش فرمود .
پيامبر خدا نيز مؤمنين را تصديق مىكند .
پس تصديق المؤمنين حسن و ممدوح است مطلقا .
يعنى چه اخبار مؤمنين براى او يقينآور باشد و يا نه ، پس شامل خبر واحد هم مىشود آنگاه وقتى حسن تصديق بهواسطهء آيه اذن ثابت شد ، از راه اجماع مركب وجوب تصديق مؤمنين را ثابت مىكنند بيان مطلب اينكه :
1 - مىگويند : احدى از اصوليين قائل به تفصيل نشدهاند ، بلكه سيد مرتضى و پيروانش به قول مطلق مىگويند : تصديق مؤمنين بدون اينكه قولشان يقينآور باشد ، نه حسن دارد ، نه جايز است و نه واجب .
2 - مشهور مىگويند : تصديق مؤمن و لو علمآور هم نباشد ، نه تنها حسن و جايز است ، بلكه واجب است .
در نتيجه كسى نگفته تصديق مؤمن حسن است ولى واجب نيست .
حال وقتى آيه حسن را ثابت كرد ، با اجماع وجوب هم ثابت مىشود و معناى حجيّت خبر واحد هم همين است كه يجب التصديق و ترتيب الاثر .
پس آيهء شريفه مع الضميمة ، حجيّت خبر واحد را ثابت مىكند .