تشريح المسائل
* مراد از عبارت ( انّ الظاهر من وجوب السؤال عند عدم العلم وجوب تحصيل العلم ) چيست ؟
اين است كه در آيهء شريفه دو احتمال وجود دارد :
1 - اينكه مراد اين باشد كه سؤال كنيد تا علم پيدا كنيد و در نتيجه به علم خود عمل كنيد و لذا سخن از تعبّد صرف نيست .
2 - اينكه مراد اين باشد كه سؤال كنيد و سپس جواب را گرفته به آن عمل كنيد ، چه براى شما علم بياورد يا نه ، بلكه بايد از روى تعبّد به آن عمل كنيد .
حال بنا بر احتمال اوّل ، آيه به درد اثبات حجيّت خبر واحد نمىخورد ، لكن بنا بر احتمال دوم ، چرا .
* به نظر شيخ كداميك از دو احتمال فوق اقوى است ؟
احتمال اوّل اقوى است و آيه برآن حمل مىشود .
* دليل شيخ بر مدّعاى مذكور چيست ؟
يكى تبادر است ، چرا كه متبادر به ذهن از اين تعبير ، همان احتمال اوّل است و ديگرى شأن نزول آيه است كه در رابطهء با علامات النّبىّ است ، و آنهم از اصول دين است و در اصول دين هم تعبّد جا ندارد ، بلكه سؤال براى تحصيل علم است از طرفى : سلّمنا كه احتمال اوّل اقوى نباشد ، لكن از آنجا كه محتمل الطرفين است مىگوئيم : إذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال .
* مراد از عبارت ( لو سلّم حمله على ارادة وجوب السؤال للتعبّد بالجواب ما لا حصول العلم . . . ) چيست ؟
اين است كه به فرض مراد اين باشد كه :
سؤال كنيد تا تعبّدا به جواب عمل كنيد ، نه اينكه تا علم پيدا كنيد و آنگاه به علم خود عمل كنيد لكن ما مىگوئيم :
مراد از اهل ذكر مطلق كسى است كه چيزى را بداند و لو از راه سمع و بصر نباشد و الّا آيه دلالت مىنمود بر حجيّت قول هر انسانى كه آگاه و عالم به چيزى بود و لو از راه ديدن و لو از راه ديدن و شنيدن .
خلاصه اينكه بر راوى بما هو راوى كه عارف به الفاظ امام است ، راوى گفته نمىشود ، زيرا چهبسا راوى ، فرد عامى محض باشد پس مراد از اهل علم چه كسانى است .
خواهيم گفت : مراد كسى است كه در اين رشته عالم به حساب آيد و تو بايد از آن رشتهء مربوطه سؤال كنى نه از هر امرى و لو رشتهء او هم نباشد يعنى : مراد سؤال از رشتهء تخصّصى اوست ، به دليل يك تبادر عرفى و چنين كسانى همان مجتهدين هستند و نه راويان . پس آيه قبل از هر چيز به درد