مردم مىاندازند و فساد در زمين مىپراكنند ، خدا به زودى پشت آنان را درهم مىشكند « درهم شكنندهء جبّاران و نابود كنندهء ستمگران » ستمگران را خدا يكسره نابود مىكند و هلاك مىسازد ، زندگى در اين مورد بسى عبرتها دارد ، كجا هستند آن كسانى كه در اين سرزمين ( ايران ) ، بر مردم ستم مىكردند ؟ خدا آنان را نابود كرد و دستشان را كوتاه ساخت . « دريابندهء گريزندگان » آيا ستمگر مىتواند بگريزد ؟
آرى ، از دست مظلومان شايد ، امّا از خداى قاهر جبّار نمىتواند ، پس خدا او را هر كجا كه روى آورد مىگيرد ، او « دريابندهء گريزندگان و به كيفر رسانندهء ظالمان » است ، وبزودى آنان را به سختى عذاب مىكند ، « فريادرس فرياد خواهان » كسى كه خدا را مىخواند كه به فريادش رسد ، خدا به فريادش مىرسد يعنى در همان حال كه استغاثه مىكند ، اجابتش مىفرمايد .
« مرجع نيازهاى خواهندگان » آنان كه از خدا حاجت مىخواهند - هر چند حاجات آنان زياد باشد - خدا مرجع نيازهاى آنان است و حاجات آنان را برآورده مىسازد ، پس آرزوهاى بزرگ را فقط خدا برآورده مىسازد « تكيهگاه مؤمنان » مؤمنان به او اعتماد و تكيه مىكنند . اين در مورد طغيانگران و قدرتهاى اجتماعى ، و امّا در مورد نيروهاى طبيعى ، دعا اين مورد مىگويد :
« ستايش خداى را كه آسمان و ساكنان آن از خشيت او بر خود مىلرزند » انسان از آسمان و رعد و برقهايش مىترسد و اميد به رحمتهاى آسمانى نيز دارد ، امّا حقيقت جز اين است .
كه آسمان خطرى ندارد كه تا باعث ترس شود ، زيرا آسمان و ساكنانش خود از خشيت خدامى لرزند ، پس در اين صورت چرا از طبيعت بترسيم ؟
« ستايش خداى را كه آسمان و ساكنانش ، زمين و آباد كنندگانش از خشيت او بر خود مىلرزند » زمين و اهل آن از بيم و خشيت خدا مىلزرند « و دريا و آنچه در اعماقش شناور است مىجنبند ومىجوشند » اين جانداران بزرگ دريايى كه وزن
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 150
مساهمون: كمال نژاد
ص١٥٠