مىزيستهاند دريا يا رود را ؛ اين است كه مىبنيم قبطيهاى پيشين در مصر ، نيل را مىپرستيدهاند زيرا در ساحل آن مىزيستهاند و هر سال يكى از زيباترين جوانان خود را به كام آن مىانداختهاند . هم از اين رو جماعتى از مردم ، سران قبايل را كه سمبل قدرت اجتماعى بودهاند ، مىپرستيدهاند و بتها معمولًا سمبلهايى براى قدرتهاى خاصّ اجتماعى بودهاند .
همهء اينها از آنجاست كه در طبيعت انسان حالت خوارى و عقبنشينى و تبعيّت ، نهان است كه باعث مىشود هر آنچه را كه از آن بيم دارد و مى هراسد بپرستد .
اين بخش از دعا اين ضعف بشرى را جبران مىكند ، زيرا به انسان مىگويد كه تو قوى هستى حتى اگر نيروى مادّى و سلاح نداشته باشى ، چون تو صاحب توكّل و اعتماد بر خدا هستى ، صاحب برندهترين سلاح هستى و آن ، سلاح دعاست ، پس وقتى بر حاكم فاسد زور گويى داخل مىشوى اين دعا را بخوان تا دلت لبريز از قدرت رويارويى شود ، زمانى كه با انحرافى اجتماعى روبرو مىشوى اين دعا را بخوان تا به تو قدرت مقاومت در برابر آن و تصحيح آن را بدهد .
بنابراين هر دعايى درمان واقعيتى درونى و ضعفى پاگرفته در نفس بشر است ، وقتى در دعا تدبّر مىكنيم بايد بكوشيم تا هدفهاى خاص هر بخش و هر كلمه از دعا را كشف كنيم ، بر اين اساس تدبّر خود را در اين بخش از دعاى افتتاح ادامه مىدهيم :
« ستايش خداى را كه ترسندگان را امان دهد و در امان دارد . . . »
ترس ريشهء حسّاس زندگى انسان است ، و امرى است كه اين بخش از دعا در آغاز خود بر آن تأكيد مىكند . كسى كه از فرمانرواى ستم پيشه در ترس و لرز است چگونه مىتواند در برابر او پايدارى و ايستادگى كند ؟ و آنكه از طبيعت و پديدههاى آن مىهراسد چگونه ممكن است آن را تسخير كند و از آن سود جويد ؟ . . . پس اين
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 148
مساهمون: كمال نژاد
ص١٤٨