بنابراين اگر خدا روزى مستمر و عطاى پيوستهء خود را از خلق باز مىداشت كار مخلوقات به پايان مىرسيد از اينجاست كه اندازهء پيوند و ارتباط ميان اين دو چيز را كشف مىكنيم : « خالق خلق » و « گسترانندهء روزى » ، آن كسى كه خلق را آفريد هم اوست كه روزى رامى گستراند و پخش مىكند ، روزى در اين مورد بسيار فراتر از آن است كه انسان در وهلهء اوّل تصوّر مىكند ، زيرا شامل همهء عواملى است كه هستى را بر پا مىدارند و زندگى را دوام و استمرار مىبخشند ، « شكافندهء صبحها » اين نيز با قضيّهء روزى و استمرار آن مرتبط است ، زيرا كه صبح براى همه بهترين فرصت است براى جنبش و كوشش در جهت كسب روزى ، و خداست كه صبح براى همه بهترين فرصت است براى جنبش و كوشش در جهت كسب روزى ، و خداست كه صبح را مىشكافد و مىگشايد تا از دل تاريكى دَم برآورد : « شكافندهء صبحها ، صاحب جلال و اكرام . »
ب - بينش اسلامى ، بينشى است عمومى و كلّى كه موجودات پيدا و پنهان و حقايق ساده و پيچيده را با هم مرتبط مىكند . . . اين انديشه در اين بخش از دعا متجلّى شده است ، آنجا كه ميان آفرينش نخستين كه از چشم ما پنهان بوده و روزى گستردهء مستمر كه آن را هر دم مىبينيم و لمس مىكنيم ، ارتباط بر قرار مىكند ، اين روزى پيدا بهترين دليل است بر آن آفرينش نهانى . دعا بدينگونه ميان آن غيب و اين شهود ، ميان گذشته و اين حال ، ميان آنچه نديدهايم و آنچه همواره در هر لحظه مىبينيم ، ارتباط ايجاد مىكند ؛ اين از يك جهت ، و از جهت ديگر مىبينيم كه اين بخش از دعا در ميان آفرينش نخستين و روزى مستمر و شكافتن صبحها و جلال و اكرام خدا ، به مثابهء مجموعهاى به هم پيوسته از حقايق و اينكه خداوند در آن حال كه به ما نزديك است و سخن آرام ما را نيز مىشنود و نيز به سبب جلال و عظمت خويش از ما دور است ، پس از جهتى نزديك و از جهتى دور مىباشد ، نزديك است ، زيرا مهيمن است ، احاطه دارد ، شنوا و بيناست و دور است ، زيرا
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 134
مساهمون: كمال نژاد
ص١٣٤