تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
تأمّل در اين بخش از دعا ما را به انديشه‌هايى مىرساند كه بارزترين آنها از اين قرارند : الف - در اينجا پيوندى استوار ميان « خالق خلق » و « گسترانندهء روزى » هست ، زيرا بر اساس آنچه از آيات قرآن و تدبّر در طبيعت جهانى كه در آن زندگى مىكنيم بر ما روشن مىشود ، آفرينش خدا به اين صورت نبوده است كه اشياء را از نيستى به هستى آورد ، بلكه جوهر و ذات اشياء همواره نيستى است ، خدا برقى از نور هستى بر اشياء فرو پاشيده و آنها با تكيه بر خداست كه موجود شده‌اند و قائم به اويند و خداوند است كه بر هر چيزى قيّوم است و اگر لحظه‌اى موجودات را رها كند ، نيست و نابود مىشوند و از آنها چيزى بجا نمىماند . اين آسمانهاى عظيم و اين فضاى نامتناهى با كهكشانهاى كه در آن است ، همه قائم به فرمان خدا هستند : ( إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّموَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِن بَعْدِهِ . . . ) . ( سورهء فاطر ، آيهء 41 ) « همانا خدا آسمانها و زمين را از اينكه نابود شوند نگه مىدارد و اگر رو به زوال نهند گذشته از او هيچكس آنها را محفوظ نتواند داشت . » مفهوم عطا و فيض مستمر و هميشگى ، مفهومى است متناسب با روزى ، زيرا آنكه هستى را به اشياء اعطاء كرده ، همواره تكامل و استمرار و برآورده شدن نيازها را نيز به آنها به شكلى منظّم اعطا مىكند . وجود ما براى ادامه يافتن ، به خدا نيازمنداست نمود ظاهرى اين حقيقت ، روزى خداست كه اگر آن را از ما باز مىداشت ، اگر اين اكسيژنى را كه تنفّس مىكنيم و اين خوراكى را كه تغذيه مىكنيم و از طريق آن سلولها و بافتهاى بدن ما رشد مىكند ، از ما باز مىداشت ، طبعاً سرنوشت ما مرگ بود و نه فقط مرگ ، بلكه از هم پاشيدن و به خاك تبديل شدن .
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 133 | كمال نژاد / السيد محمد تقي المدرسي