آغاز كردى و مرا اجازهء دعا و درخواست دادى ، « پس شنوا بشنو ستايشم را » من دعاى خود را با سپاس و ستايش خدا آغاز مىكنم ، « و اى رحيم دعايم را اجابت كن و اى غفور از لغزشم بگذر » ما از خدا مىخواهيم كه لغزشها و گناهان ما را ببخشايد و آنها را هيچ بشمارد و از صفحهء اعمال ما محو كند : « و اى غفور از لغزشم بگذر . »
اى معبود من چه اندوهها كه بر طرف كردى و چه غمها كه برگرفتى و چه لغزشها كه از آن در گذشتى و چه رحمتها كه گستردى و چه حلقههاى بلا كه گشادى . . .
اى معبود من نخستين بار نيست كه گناهان ما را مىبخشايى و لغزشهاى ما راه هيچ مىانكارى ، چه بسيار است گناهانى كه بخشودى و اندوهايى كه بر طرف كردى و لغزشهايى كه هيچ انگاشتى . . .
نيايشگر بايد غمهايى را كه خدا برايش بر طرف كرده و لغزشهايى را كه به حساب نياورده به ياد آورد ؛ اين يادآورى ، بهترين عامل گشايش درهاى اجابت در پيش روى اوست .
امّا فضل خدا بر انسان منحصر در بر طرف كردن غمها و هيچ انگاشتن لغزشها و گشايش مشكلات نيست ، بلكه بالاتر از اينهاست : « و رحمتى كه گستردى و حلقهء بلا كه گشادى » ، گاهى انسان احساس مىكند كه گويى بلا از هر سو او را محاصره كرده و راههاى زندگى بر او بسته شده و دنيا با همهء بزرگى بر او تنگ گشته است و از هر طرف بلا مىبيند : يارانش به او خيانت مىكنند ، خويشانش او را رها مىسازند ، جامعهاش او را طرد مىكند و وامىنهد و حكومت او را تحت تعقيب قرار مىدهد و از جهتى ديگر : چشمش ناتوان است و بيمارى بر او هجوم مىآورد ، گويى بلا از هر جا به او حمله مىكند و او هيچ آرزويى ندارد و نمىتواند دستش را پيش هيچ انسانى دراز كند ، اينجاست كه دلش را رو به سوى خدا مىكند و خدا او
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 106
مساهمون: كمال نژاد
ص١٠٦