واقعا پربها براى آيندگان باقى گذارد . بطورى كه استاد زاخائو به حق نوشته : بيهقى وضع زندگى دربارى را با صراحت و صداقت تام و تمامى شرح داده است . و علىرغم احترامى كه نسبت به ديهيم سلطنت داشته حق خويش نمىداند كه اعمال بد خداوندگار و سلطان خود را پنهان دارد « 1 » . مؤلف خود مىگويد « 2 » كه پس از بركنارى از خدمت بر همه حسابهائى كه با مخالفان پيشين خويش داشته قلم بطلان كشبده و مىكوشد تا حوادث را بدون غرض و جانبدارى شرح دهد . و در واقع داستانهائى كه از تحريكات و تفتينات دربارى مىنويسد از نظرگاه شاهد بىغرضى بيان شده .
تاريخ بيهقى كمتر از آنچه استحقاق داشته تاكنون مورد استفاده قرار گرفته است . بهويژه اين نكته جالب توجه است كه هيچ يك از دانشمندانى كه دربارهء قراخانيان « 3 » تأليفاتى كردهاند از اثر وى بهره مهمى نگرفتهاند « 4 » و حال آنكه مشروحترين و دقيقترين اطلاعات مربوط به سلالهء مزبور را در مدت زمانى طولانى فقط در تاريخ بيهقى مىتوان يافت .
تاحدى نقايص چاپ مورلى ( حروف غيرواضح ، فقدان سرفصلها و فهارس و غيره ) سبب اين وضع بوده . خلاصهء مفصلى از محتوى تاريخ
هامش
( 1 ) - بيهقى : چاپ مورلى - 573 ( چاپ غنى - فياض ، 462 ) .
( 2 ) - بيهقى : چاپ مورلى - 207 ( چاپ غنى - فياض 179 - 178 ) .
( 3 ) - گريگوريف : قراخانيان - . 46 - 36 .II , S، «Zur Geschichte» ،Sachau؛ «ge؟Nachtra» ،nzen ; Dorn؟ber die Mu؟Dorn . Uجوزجانى : ترجمهء راورتى ،I، 901 - 900 ( حاشيهء راورتى ) - گوتادگوبيليك :
چاپ رادلوف -I- صLXXVIII - LXXX( مقدمه ) ( رادلوف « دربارهء اويغوريان » ص 125 - 122 ) .
( 4 ) - اشاراتى در تأليفات زاخائو و راورتى ديده مىشود .