ظاهرا يك نسخه از اين كتاب را حاجى خليفه ( متوفى به سال 1069 هجرى قمرى ) كتابشناس ترك در دست داشته . وى آغاز و پايان كتاب را نقل كرده زانپس چنين مىافزايد « 1 » : « ديدگان من هرگز به از اين تاريخى نديده بوده . من اين تأليف را از ميان كتبى كه به رشتههاى مختلف مربوط مى - باشند ، در مقام اول قرار مىدهم . اكثر كسانى كه در آن ياد شدهاند شيخ وى ( معلم و هادى وى ) و يا شيوخ شيوخ او مىباشند . وى از صحابه و پيروان ( پيامبر ) كه به خراسان آمده در آنجا مسكن گزيدند نيز ياد مىكند و مختصرا دربارهء اصلوتبار و تاريخ ايشان سخن مىگويد . و پيروان پيروان و زان پس نسلهاى سوم و چهارم [ ايشان را برمىشمرد ] و همهء آنان را به شش دسته تقسيم كرده . افراد هر نسل به ترتيب الفبا نام برده شدهاند ، كسانى كه در فاصلهء سالهاى 320 - و 380 هجرى به نقل احاديث پرداخته بودند جزو دستهء ششم به شمار آمدهاند » . عبد الغافر بن اسماعيل الفارسى « 2 » اين تأليف را تا سال 518 هجرى رسانده و ذهبى ( متوفى به سال 748 هجرى ) كه ناقل آثار ديگران است خلاصهاى از كتاب البيع ترتيب داده .
با اينكه كتاب بيّع حاوى مطالب خاصى بوده - اگر بنا بر حكايتى كه از آن اثر در انساب سمعانى ، دربارهء سيمجوريان نقل شده داورى كنيم ،
هامش
- ( 61 .Rieu , Suppl . Pers , P) . ( دربارهء اين مؤلف رجوع شود به : ؛Hamdani، 561 .Some Rare Manuscripts » P» . در « لسان الميزان » ، ابن هاجر بارها از وى نقل شده (F . Krenkow) - و . م . ) .
( 1 ) - حاجى خليفه ،II، 156 - 155 .
( 2 ) - ياقوت از تأليف عبد الغافر ( « ارشاد » ،II، 107 ) در مورد سرگذشت عالمى كه در رمضان 518 درگذشته نقل مىكند . احمد زكى ولدى رونوشت اين تأليف را در قسطنطنيه ديده .