سال 861 هجرى ) نيز ياد شده . گذشته از اين محمد بن على الكوشى كتاب محمد بن عدنان را به زبان تركى برگردانده .
ظاهرا فقط يك تأليف تاريخى كه در زمان قراخانيان در ماوراء النهر نوشته شده در دست است به نام « اغراض السياسة فى اعراض الرياسة » تأليف محمد بن على الكاتب السمرقندى « 1 » . اين كتاب براى قليج تمغاج خان مسعود بن على كه در نيمهء دوم قرن دوازدهم ميلادى سلطنت كرده نوشته شده بود .
مؤلف بيشتر به سبب تنظيم روايت منثور « سندبادنامهء بزرگ » « 2 » مشهور است . از تأليف تاريخى وى تا حدى كه بر ما معلوم است فقط يك نسخه باقى مانده « 3 » و حاوى سرگذشت سلاطين مختلف تا سلطان سنجر مىباشد . بيشتر داستانهاى كتاب جنبهء لطيفهگوئى دارد و بر روى هم چندان جالب توجه نمىباشد جز شرح وقايع سلطنت قليج تمغاج خان « 4 » كه در زمان حيات مؤلف روى داده بوده .
از دانشمندانى كه معاصر قراخانيان بوده در تركستان شرقى مىزيستند فقط يك مورخ يعنى ابو الفتوح عبد الغافر ( يا عبد الغفار ) بن حسين الالمعى را مىشناسيم كه در قرن پنجم هجرى ( پدر او كه بعد از پسر زنده بوده در سال 486 هجرى وفات يافت ) در كاشغر زندگى مىكرده و تاريخ آن شهر را تأليف كرده است . اگر بنا بر قطعهاى كه از تأليف وى در كتاب جمال قرشى منقول است ( دربارهء او به بعد رجوع شود ) داورى كنيم تأليف ابو الفتوح
هامش
( 1 ) - حاجى خليفه ،l، 368 . از اين كتاب چندبار در « جوامع الحكايات » عوفى نام برده شده ( بنا به اظهار شفاهى ح . م . نظام الدين ) .
( 2 ) - توجه شود به : اولدنبورگ ، « دربارهء روايت فارسى » ، ص 255 و بعد .
( 3 ) - . ( 14 .Catalogus LB , Vol . III , P) 904 .Cod Lugd( 4 ) - « متون » ص 72 - 71 .