حكام آن ناحيه را پنهان دارد . مثلا داستان خيانت طاهر بن حسين و محتملا حكايت الحاد نصر بن احمد در تأليف وى وجود نداشته . در تأليفات تاريخى كه تحت تأثير سلّامى نوشته شده ( البته گاه اين تأثير غير مستقيم بوده ) هيچ خبرى دربارهء اين واقعه مذكور نيست و حال آنكه وقوع آن به هيچوجه مورد ترديد نمىباشد و ما مىكوشيم تا در ضمن بازديد تاريخ سامانيان اين نكته را ثابت كنيم « 1 » . از اسلاف سلّامى مىتوان ابو القاسم عبد اللّه بن احمد البلخى الكعبى ( متوفى به سال 319 هجرى ) مؤلف كتابهاى « محاسن آل طاهر » و « مفاخر خراسان » را نام برد « 2 » .
ظاهرا در قلمرو دولت سامانيان تأليفات جغرافيائى بيش از كتاب هاى تاريخى پيشرفت و ترقى داشته « 3 » . ابو زيد احمد بن سهل البلخى جغرافى دان مشهور ( متوفى به سال 323 هجرى ) در متصرفات ايشان يعنى در شهر
هامش
( 1 ) - در « ارشاد » (II، 60 ) تأليفى ( كه شايد برخى بخشهاى آن متأخرتر باشد ) از ابو الحسين محمد بن سليمان به نام « فريد التاريخ فى اخبار خراسان » ياد شده است ؛ ( بهجاى « فريد التاريخ » بايد « مزيد التاريخ » خواند ( رجوع شود به حاشيهء اواسط فصل 2 دربارهء ابو الحسين عتبى ) و . م . )
( 2 ) - حاجى خليفه ،V، 412 ؛V , VI؛
33 .S، «Die Ge schichtschreiber) ،stenfeld؟Wu( 3 ) - گ . فران مدارك و مطالب مربوط به اين تأليفات و معلومات اعراب را دربارهء چين و هندوچين گرد آورده است .Relations de Voyages et textes» )geographiques arabes , Persans et turks relatifs a l , Extreme - Orient du،traduits , revus et annotes par G . Ferrand، «VIIIe au XVIIIe . . . Siecles. ، 1914 - 1913 ،t . - I - II , Paris( با شمارهگذارى واحد براى هر دو مجلد ) . در مجلد دوم ( ص 627 و بعد ) « متون چينى و ژاپونى و تميلى و كاوى و مالائى » نيز منقول است .