« حتى در شرايط زندگى صحرانشينى هم بدون تشديد تضادهاى طبقاتى ، زمينهاى براى پيدايش يك حكومت نيرومند وجود نداشته . قوم صحرانشين ، بيش از همه قادر است بدون وجود خان زندگى كند . ولى چون خان پيدا مىشده در مبارزهاى كه وى بخاطر كسب قدرت با قوم خود به عمل مىآورده ، گاه بيش از آنچه بعدها صحرانشينان در فتح سرزمينهاى متمدن و بافرهنگ خون مىريختند ، خان به خونريزى در قوم و قبيلهء خويش دست مىزده است « 1 » .
بارتولد ضمن توجه به پارهاى از نهضتهاى روستائى آسياى ميانه و ايران به اين نكته اشاره كرده كه نمايندگان قشرهاى عالى اين ممالك ، چه در زمان فتوحات اعراب و چه در دوران هجوم مغولان ، بخاطر حفظ امتيازات و اراضى خويش ، بالنسبه بهآسانى با فاتحان و سلطهء بيگانگان از در سازش درآمدند و در نتيجه نهضتهاى عامهء مردم در نبرد با مهاجمان بيگانه ، در عين حال ، به صورت مبارزه بر ضد اشراف خودى نيز درآمده . بارتولد به مناسبت بحث و تحقيق در نقش تاريخى نهضتهاى دينى شيعى و غيره در آسياى ميانه و ايران ، در قرون وسطى ، بارها تصريح كرده است كه مذهب شيعه بيشتر در محيط روستا انتشار و رواج مىيافته و معتقدات مذهبى در اين موارد لفافهء ظاهرى نهضتهاى خلق بوده . « 2 » مثلا ضمن بحث در قيامهاى مردم طبرستان ( مازندران ) در سالهاى 250 و 301 هجرى كه زير لفافهء تشيع وقوع يافته بوده ، خاطرنشان كرده كه منشاء اين قيامها سلب مالكيت از اراضى جماعات توسط توانگران بوده و « در اين مورد نهضت شيعه بر اثر پايمال شدن منافع روستائيان پديد آمده بوده » « 3 » . وى از قيام عامهء مردم خوزستان به پيشوائى مشعشع در سال 845 هجرى ( اين قيام گرايشهاى ضد فئودالى و مساواتطلبى داشته ) سخن گفته چنين نتيجه مىگيرد : مسلما قيام مشعشع نيز همان جنبهاى را داشته كه بسيارى ديگر از قيامهاى ديگر ايران در زير لواى تشيع داشته بودند . به اين معنى كه مستمندان در زير لواى دين عليه توانگران برخاستند « 4 » » بارتولد هم مبارزهء پيروان مذاهب سنى - حنفى و شافعى - را با يكديگر و هم مبارزهء اينان را - متفقا - با شيعيان رى و اصفهان و نيشابور و مرو و ديگر شهرها در قرن دوازدهم و آغاز قرن
هامش
( 1 ) - « رابطهء زندگى اجتماعى با شيوهء اقتصادى تركان و مغولان » ،Ioayekمجلد 34 ، شمارهء 4 - 3 : 1929 : ص 3 .
( 2 ) - رجوع شود به تأليفات زير : « در تاريخ نهضتهاى روستائى ايران » ص 60 - 58 « بازديد تاريخى ايران » ص 33 . [ تأليف در 1926 ] .
( 3 ) - « تركستان » بخش 2 ، ص 273 - 272 اصل روسى ؛ « در تاريخ نهضتهاى روستائى ايران » ص 60 - 58 ؛ « بازديد تاريخى و جغرافيائى ايران » ص 156 [ تأليف در 1903 اين كتاب به نام « تذكرهء مختصر جغرافيائى ايران » به وسيلهء مرحوم حمزهء سردادور به فارسى ترجمه و در 1308 منتشر شده ] .
( 4 ) - « منبع جديدى در تاريخ تيموريان » ، ص 22 .