تا قريهء زوش ممتد بوده . به گفتهء سمعانى و ياقوت « 1 » قريهء اخير الذكر در نزديكى نور قرار داشته يعنى به تقريب در بيست فرسخى بخارا .
5 -
غاو [ عاو ] ختفر : ظاهرا همين اريق در تأليف استخرى نجار - ختفر ( شايد بخار - ختفر ) ناميده شده . اين اريق رستاقى را به همين نام مشروب مىساخته و تا روستاى خرميثن « 2 » و يا ( به قول سمعانى ) خرميثن جارى بوده .
موضع اين روستا در هيچ تأليفى معلوم نشده . بنا به گفتهء نرشخى عاوختفر ( نهر مصنوعى نبوده و آب در اين محل بسترى براى خويش ساخته بوده . اين نهر را مىتوان با نهر گودفر يا « وابكند - دريا » ى كنونى ( كه به نام روستاى وافكند - بر سر راه خوارزم موسوم گرديده ) « 3 » يكى دانست . خانيكوف نيز اين نهر را بستر طبيعى رود مىداند « 4 » . شعبههاى اين نهر « زنذنه » و « رميثن » را هم مشروب مىسازند .
6 -
سامجن . چنان كه پيش گفتيم اين اريق به نام رود جرغ ( در تأليف استخرى چنين است ) و حرامكام نيز خوانده مىشده و جادهء سمرقند را در چهار فرسخى بخارا قطع مىكرده . محتملا رستاقهاى سامجن ماوراء و سامجن مادون كه استخرى ياد كرده در اين محل واقع بودهاند . آبگيرى كه
هامش
( 1 ) - « معجم » ،I I، 959 ؛ سمعانى ( نسخهء خطى موزهء آسيائى . ورق 205 ) كلمات فيما اظن » ( به گمان من ) را افزوده ( چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « الزوشى » ) .
( 2 ) - ياقوت ، « معجم » ،I I، 427 ؛ سمعانى ، نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورق 145 ؛ چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « الخرميثنى » .
( 3 ) - ابن بطوطه ،I I I، 21 .
( 4 ) - خانيكوف ، « وصف خاننشين بخارا » ، ص 32 .