« زر » ( كه از ميان شهر مىگذشته ) منشعب مىگشته برمىشمرد :
1 - اريق فشيديزه : به محل ورغ ( از آنجائى كه اريق از سمت مشرق داخل شهر مىشده اين محل با فاشون مطابقت دارد نه « رأس الورغ » مقدسى ) متفرع مىشده و در محل جوبار ( جويبار ) ابو ابراهيم از دروازهء مردقشه ( اكنون سلاخانه ) گذشته به دروازهء « شيخ ابو الفضل جليل » رسيده و به اريق نوكنده مىريخته . بر كنار اين اريق گذشته از قطعات زمين در حدود 2000 كوشك و بوستان وجود داشته . و درازاى مسير آن قريب نيم فرسخ بوده . » « شيخ ابو الفضل » همان وزير مشهور سامانيان يعنى ابو الفضل محمد بن عبيد اللّه بلعمى ( متوفى به 329 ه . ) مىباشد . محتملا دروازهاى كه به نام وى بوده همان دروازهء ابراهيم است كه نام كنونى خود را از وى كسب كرده ( شيخ جلال ) . اكنون نيز در قرب مقبرهء او مدرسه و گورستان جوبار وجود دارد .
2 - اريق جويباربكار ( به معنى « جوى سودمند » ) : از محلى در وسط شهر ، نزديك مسجد اخياد [ ؟ ] [ « مسجدى كه آن را به قواريريين بازخوانند » - ترجمهء استخرى - چاپ تهران ، ص 240 ، مترجم ] منشعب مىشده و آن نيز به اريق نوكنده مىريخته . و بر كنار آن قريب 100 باغ و كوشك وجود داشته .
3 - جويبار القواريريين ( « جويبار شيشهگران » [ قارورهگران ] ) :
در محل « مسجد عارض » منشعب شده به شهر جارى مىشده و بخشى از ربض را مشروب مىساخته . اين اريق از جويبار سابق الذكر پرآبتر بوده و تعداد بيشترى از باغها را مشروب مىكرده .
4 - جو - ( غشج ) يا جويبار العارض : نزديك مسجد عارض از شهر جارى مىشده و بخشى از ربض را مشروب ساخته به اريق نوكنده مىريخته .
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى ) — صفحة 250
مساهمون: واسيلى ولاديميروويچ بارتولد
ص٢٥٠