نرشخى در يك جاى تأليف خويش مىگويد « 1 » كه در زمان فتح عرب شهر بخارا فقط همان شهرستان بوده . ولى از سخنانى كه خود وى در جاهاى ديگر كتاب گفته ، پيداست « 2 » كه حتى در زمان پيش از اسلام هم ديگر بخشهاى شهر واجد اهميت بوده ، منتهى ، شايد جزو شهر محسوب نمىشدهاند .
مرزهاى شهر قديم ( يعنى مرزهاى شهرى كه پيش از سامانيان وجود داشته و شايد به دوران ابو مسلم مربوط بوده ) « 3 » به وسيلهء حصار ديگرى كه 11 دروازه داشته « 4 » مشخص شده بوده .
نام اين دروازهها به شرح زير بوده : 1 / آهنين . 2 / دروازهء پل حسان .
3 و 4 / دروازهء قرب مسجد ماخ . 5 / دروازهء رخنة « 5 » . 6 / دروازهء قرب كاخ ابو هشام الكنانى . 7 / دروازهء قرب پل بازار كوچك ( سويق ) . 8 / فارجك .
9 / دروازجه . 10 / دروازهء كوچهء مغان . 11 / دروازهء سمرقند ( درونى ) .
از داستانى كه نرشخى « 6 » دربارهء حريق بزرگ سال 325 هجرى نقل مىكند پيداست كه مدرسهء فارجك و دروازهاى كه به اين نام موسوم بوده در شمال نهر عمدهء شهر ( كه چنان كه خواهيم ديد تقريبا در محل كنونى جارى بوده است ) و مسجد ماخ در جنوب نهر مزبور قرار داشته . بدينقرار - و
هامش
( 1 ) - چاپ شفر ، 29 .
( 2 ) - همانجا ، 24 - 19 .
( 3 ) - همانجا ، 63 .
( 4 ) - استخرى 307 ؛ ابن حوقل 356 ؛ مقدسى ، 280 .
( 5 ) - به احتمال قوى در اين مورد هم - مانند اثر استخرى - بهجاى ، رخنة « بايد » « رحبة » كه به معنى « حياط » و « ميدان » است خوانده شود .
( 6 ) - چاپ شفر ، ص 94 - 93 .