و يا آب رحمت كه در تأليف يابر ذكر شده متفرع مىشدند « 1 » ، مشروب مىگشتند .
ظاهرا استخرى مقصودش از وادى السغد نه تنها زرافشان بلكه سياب نيز بوده ، زيرا فقط بدينطريق مىتوان تناقض ياد شده را توجيه كرد . در قرن سيزدهم ميلادى . چان - چون « 2 » فقط از دو شاخهء رود كه به شهر آورده شده بوده سخن مىگويد . ولى در آن زمان نيز ، مانند قرن چهارم هجرى ، تقريبا در هر خانه آب جارى وجود داشته .
يكى از كوىهاى سمرقند ، در قرن دوازدهم ميلادى ، به جاكرديز موسوم بوده و در آن محله گورستانى وجود داشته كه علما و اعيان را در آنجا به خاك مىسپردند « 3 » . گذشته از كوىهائى كه نام برديم از محلات ديگر سمرقند بشرح زير اطلاع داريم :
1 - اسفزار در شهرستان - با كاخ سامانيان « 4 » .
هامش
( 1 ) - « با برنامه » ، چاپ بوريج ، ورق 48 ، ترجمهء بوريج ،I، 81 .
( 2 ) - ترجمهء كافاروف ، 311 ، .sq77 .VOl . I , p، «Researches» ،Bretschneider( 3 ) - سمعانى ، چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « الجاكرديزى » بنگريد . در اين مورد كلمات زير ( كه در « متون » من ، ص 55 ، منقول از نسخهء خطى موزهء آسيائى ، آمده ) از قلم افتاده است : « بها مقبرة كبيرة مشهورة للعلماء و الكبار » . گورستان اكنون نيز وجود دارد و در جنوب شرقى شهر بومى كنونى واقع است ( « با برنامه » ، مستخرجات و ترجمهء وياتكين ، 31 ، 32 ) . سمعانى ( چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « السوبخى » ) محل گورستان را در كنار « دروازهء مزار » ذكر مىكند و ظاهرا مزار قثم بن عباس را در نظر دارد .
( 4 ) - ابن حوقل ، 366 .