البته تعداد نفوس با آنچه ما از چنين شهرى مىتوانستيم انتظار داشته باشيم تفاوت داشته . بخش مهمى از مساحت شهر را باغها فروگرفته بودند .
تقريبا هر خانه باغى داشته . و چون از فراز كهندز به شهر مىنگريستند ابنيه در پشت درختان پيدا نبوده « 1 » . بديهى است كه آمارى دربارهء عدهء نفوس سمرقند به دست نداريم .
به گفتهء چان - چون « 2 » ، پيش از هجوم چنگيز خان در شهر سمرقند قريب 100000 خانوار زندگى مىكردند . چنانچه در نظر گيريم كه شهر چند سال پيش از آن تاريخ مورد تطاول و غارت خوارزمشاه قرار گرفته بوده و دوران قراخانيان ، بطوركلى ، عهد سقوط فرهنگ و تمدن و بالضروره انحطاط زندگى شهرى بوده ، بدون اغراق و گزافهگوئى توان حدس زد كه سمرقند زمان سامانيان بيش از 500000 نفر نفوس داشته .
باغدارى توسعهء وافر يافته بوده و استخرى در اين باره سخن مىگويد .
و اين امر خود مستلزم توسعه و ترقى آبيارى مصنوعى بوده ، متأسفانه جغرافيون قرن دهم ميلادى . اطلاعات مشروحى دربارهء اريقهاى [ جوىها و نهرها ] سمرقند به دست نمىدهند . فقط پارهاى اطلاعات كه چندان روشن نيست در اثر نسفى « 3 » يافت مىشود . بنا به گفتهء وى رود از دروازهء غربى ( ؟ ) وارد شهر
هامش
( 1 ) - استخرى ، 317 .
( 2 ) - ترجمهء كافاراف ، 311 ؛ 78 ،VOl . I . P، «Researches» ،Bretschneider( 3 ) - « متون » ، ص 50 - 49 ( « قنديه » ) ؛ رجوع شود به ترجمه و تفسير وياتكين نسفى ، « قنديه » ، ترجمهء وياتكين ، 252 و بعد ، 287 و بعد ، همچنين بارتولد ، « آبيارى » ص 108 .