نام كنونى شهر ( « دهنو » - يعنى « دهتازه » - ) در تاريخ تيمور نيز مذكور است « 1 » . شهر صغانيان « 2 » داراى كهندز بوده و از لحاظ وسعت از ترمذ بزرگتر ولى از حيث عدهء جمعيت و ثروت بهپاى آن نمىرسيده . در اين شهر - بازارهاى سرپوشيدهء زيبا وجود داشته و نان ارزان بوده و گوشت به مقدار زياد فروخته مىشده . ميان بازار مسجدى زيبا با ستونهائى از خشت پخته - بدون طاقنما - برپا بوده . حتى در قرن دوازدهم ميلادى « 3 » هم مسجد صغانيان مشهور بوده است . به هر خانهاى آب جارى برده شده بوده . و اطراف شهر بهسبب وفور آب از گياهان و رستنىهاى فراوان پوشيده بوده . زمستان در اينجا به صيد پرندگان مىپرداختند . علف چندان بلند مىروئيده كه اسب در ميان آن پيدا نبوده . ساكنان شهر در ديندارى و مهماننوازى ممتاز بودند ولى شمار علماء اندك بود و فقيهان بههيچوجه وجود نداشتند . در بخش جنوبى دره - بين ترمذ و صغانيان از چند شهر نام برده شده كه پيش از همه صرمنگان يا چرمنگان « 4 » به فاصله يك روز راه يا 6 فرسخ از ترمذ قرار داشته .
هامش
( 1 ) - شرف الدين على يزدى - ترجمهء پتى دلاكروآ -I- 109 ؛ رجوع شود نيز ، به مقالهء من تحت عنوان «aghaniyan؟c» - (EI , I) . در اين مقاله كلمات زير را « چغانيان كه امروز به ديه نو مشهور است » - از محمود بن ولى ( قرن 17 ميلادى ) نقل كردهام . اما آخرين نظرى كه ماركوارت ابراز داشته و مىگويد كلمهء « چغانيان » - از لفظ مغولى « چغان » - به معنى « - سفيد » ريشه مىگيرد - البته - خطاست .
( 2 ) - استخرى - 298 ؛ مقدسى - 283 .
( 3 ) - « متون » - ص 62 ( سمعانى - چاپ مارگوليوس - ذيل كلمهء « الصغانى » ) .
( 4 ) - استخرى - 340 - 339 ؛ ياقوت ، « معجم » -III- 383 . سمعانى به جاى « صرمنگان » - ( نسخهء خطى موزهء آسيائى - ورقb351 ) « بالعجميه جرمنكان » - آورده .