اين كلمه ، نداشتند « 1 » . و بالطبع اطلاعاتى كه مورخان از منابع مغولى و اويغورى دربارهء تاريخ مغولان اخذ كرده باشند صرفا جنبهء افسانه دارد .
و مثلا از آن جمله است داستان مرگ تولوى كه خويشتن را براى ديهء قربانى - به خاطر برادرش اوكتاى به ارواح عرضه داشته بود . اين داستان در « تاريخ چينى » « 2 » و تأليف رشيد الدين « 3 » و سرايندهء « مغولستان شرقى » « 4 » كه چنان كه ديديم ، به تولوى و پسران او حسن توجه دارد ، ديده مىشود .
اينگونه افسانههاى آلوده به اغراض خاص در قلمرو دولتهاى جوچيان و جغتائيان نيز شايع بوده . مؤلف « تاريخ مختصر الغ بيك » ضمن بيان اتهاماتى كه جغتاى و اوكتاى عليه جوچى اقامه كرده بودند ، مىافزايد كه اتهامات مذكور مشروحا در « سالنامههاى » دانشمندان چينى بيان شده ولى بىپايگى آنها را گواهى اجماع مورخان بىغرض ثابت مىكند . از آنجائى كه « تاريخ مختصر الغ بيك » در زمان حكمفرمائى ازبكان نوشته شده مؤلف آن از افسانههاى جوچيان نيز استفاده كرده است « 5 » .
« تاريخ اولوس جغتاى » با سهولت تمام به ميل و به نفع تيمور جعل شد و اعتبار مشكوك و ناموثقى نوشتههاى اويغورى از همينجا پيداست . تيمور كه تحرير شرح لشكركشىهاى خويش را به نظام الدين شامى مورخ ايرانى محول ساخته بود در عين حال از كاتبان اويغورى كه
هامش
( 1 ) - به ماقبل ص 118 اصل رجوع شود .
( 2 ) - « افسانهء نهان » ، ترجمهء كافاروف ، 254 ، حاشيه .
( 3 ) - نسخهء خطىV , GPB، 3 ، 1 ، ورق 199 ، چاپ بلوشه ، 220 و بعد ؛ . 59 - 52 .t . II , pp، «Histoire des Mongols» ،D ' Ohsson( 4 ) - « افسانهء نهان » ، ترجمهء كافاروف ، 154 ؛ ( چاپ كوزين ، 193 ) .
( 5 ) - « متون » ، 164 - 162 .