را به سرقت ادبى متهم مىسازد . و اظهار مىدارد كه گويا مؤلف واقعى « جامع التواريخ » او ( يعنى كاشانى ) مىباشد ، و رشيد الدين ( به دست جهودان ملعون ) آن تأليف را به نام خويش به حضرت سلطان عرضه داشته به پاداش ، ملك وسيعى به او داده شد به قيمت 50 تومان ( 500 هزار دينار ) كه سالانه 20 تومان ( 200 هزار دينار ) درآمد داشته ( ؟ ) و وى بر خلاف وعدهاى كه قبلا داده بوده حتى درهمى به مؤلف حقيقى كتاب نداده « 1 » .
پاسخ اين پرسش كه اين ادعا بر چه پايهاى مبتنى بوده ، دشوار است .
به احتمال قوى كاشانى در گرد آوردن مدارك براى رشيد الدين تا حدى شركت داشته . در قرن هشتم هجرى مورخان ديگرى مانند وصاف نيز مىزيستند كه بعد از اعدام رشيد الدين همچنان به شخص وى و تأليف او با احترام كامل مىنگريستند . ولى ظاهرا هيچ كس و حتى پسران وى كه يكى از ايشان از 729 تا 737 هجرى شاغل مقام وزارت هم بوده ، درصدد جستجوى نسخ و انتشار تأليف او برنيامده . محتملا غارت محلهاى كه در تبريز به خاندان رشيدى تعلق داشته « 2 » ( 737 هجرى ) نيز يكى از علل مفقود شدن آثار وى بوده . چون در آغاز قرن پانزدهم ، به فرمان سلطان شاهرخ به گرد آوردن بخشهاى باقيماندهء « جامع التواريخ » پرداختند حتى يك نسخهء كامل آن تأليف بهدست نيامد و در آغاز قرن نوزدهم ميلادى حتى نسخى كه در زمان شاهرخ و پسرانش استنساخ شده بوده مفقود شمرده مىشده است .
و كاترمر كه در 1836 به چاپ و انتشار تأليف رشيد الدين دست زد فقط
هامش
( 1 ) - . 12 .p، «Notices» ،Scheferمتن بهتر ( از نسخهء خطى استانبول ) درZVORAOمجلدXVIIIمندرج است . ( بارتولد « دربارهء بعضى نسخ خطى شرقى در كتابخانههاى استانبول و قاهره » ) ص 122Oو بعد .
( 2 ) - رشيد الدين ، چاپ كاترمر ، صLII.