بطور كامل حتى در زادگاه مورخ نيز محفوظ نماند . از سخنان خود رشيد الدين پيداست « 1 » كه حتى هنگام حيات وى نيز گروه نيرومندى از مسلمانان اهل كتاب مخالف وى بودند . در سال 718 هجرى به دوران ايلخان ابو سعيد وى را به خيانت متهم كرده به سياست رساندند . و بالطبع پس از آن كس در انديشهء انتشار و ازدياد نسخ آثار او نبوده . محمد بن على الشبانكاره مورخ و مؤلف كتاب « مجمع الانساب » « 2 » . با اينكه به دانش رشيد الدين معترف است وى را به تحريك و تفتين « 3 » متهم مىكند و به هيچوجه از تأليف وى استفاده نمىنمايد و حتى نامى هم از آن نمىبرد . و معاصر ديگر مؤلف ابو القاسم عبد اللّه بن على الكاشانى نويسندهء « تاريخ اولجايتو » « 4 » رشيد الدين
هامش
( 1 ) - همانجا ، صCXXVI , V( 2 ) - نسخهء خطى اين تأليف به خط خود مؤلف در موزهء آسيائى ، 566d( 372 ،INA) موجود است . رجوع شود نيز به : 84 - 83 ،MSS , Vol , I , PP« .Pers» ،Rieu( 3 ) - نسخهء خطى موزهء آسيائى 566d( 372 ) ورقهاىb225 ، 222 .
( 4 ) - نسخهاى از اين كتاب كه به شادروان شفر تعلق داشته اكنون در پاريس است .
( 96 - 95 .PP، 1419Na، «Catalogue de la collection Schefer» ،Blochet) و نسخهء ديگر در استانبول ، كتابخانهء ايا صوفيا ، شمارهء 3019 ، رجوع شود به مقالهء من درZVORAOمجلدXVIII( « دربارهء بعضى نسخ خطى شرقى در كتابخانههاى استانبول و قاهره » ) ص 119O. رجوع شود نيز به : محمد حسينى صXI( مقدمهء زيوسهيم ) . بنا به گفتهء زيوسهيم نسخهء خطى شفر رونوشتى است از نسخهء استانبول يك تاريخ عمومى نيز به قلم همين مؤلف ( تاسقوط بغداد ) وجود داشته كه بخش اول آن به صورت خطى در كتابخانهء برلن [ شمارهء 368 در « فهرست پرچ » موجود است .
( «Verzeichniss» ،Pertsch) ] ميرخواند نيز از همين تأليف ( در نوشتهء او بايد به جاى « الكاشى » « الكاشانى » ، خوانده شود ) تحت عنوان « زبدة التواريخ » ياد كرده .