« الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
و
« مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ »
خوب نيست زيرا اين كلمات مجرور هستند و ابتدا از مجرور قبيح است و اين قبيح ، به خاطر اين است كه مجرور ، تابع عبارت قبل از خود است .
از آنرو كه براى قارى ، به خاطر قطع نفس ، هميشه امكان وقف بر روى تام يا كافى نيست ، اين قسم « صالح » نيز ناميده شده است .
و از آنچه شايسته است بر آن وقف شود ، انتهاى آيات است زيرا از جهاتى مقطع حساب مىشوند و بسيارى از وقفهاى تام ، آنجا قرار دارند چرا كه در انتهاى آيات معمولا جملهها پايان مىپذيرند و آخر مطلب مىباشند . حتى گروهى از پيشوايان و قاريان پيشين ، وقف بر انتهاى آيات را مىپسنديدند هرچند قسمتى از كلام به بخش ديگر متعلق باشد به جهت اينكه گفتيم مقطع كلام هستند و مشتبه نمىشوند زيرا به خودى خود فاصله و مقطع مىباشند اگرچه انتهاى آيه ، وقف تام نباشد .
از ابو عمرو [ بصرى ] « 1 » نقل شده كه در انتهاى هر آيه سكت « 2 » مىكرد و مىگفت : « من دوست دارم در انتهاى تمام آيات ، سكت شود » .
در سنت رسول مكرم خدا صلّى اللّه عليه و آله نيز اينگونه وارد شده است . از امّ سلمه « 3 » نقل شده كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله قرائتش را تقطيع مىكرد [ يعنى آخر هر آيه وقف مىكرد ] و مىفرمود :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
،
« الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
،
« الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » ،
هامش
( 1 ) - ابو عمرو بصرى يكى از قراء سبعه و متوفاى 154 ه . ق است .
( 2 ) - منظور از سكت ، همان وقف است زيرا در بيان گذشتگان سكت ، وقف و قطع يك مفهوم داشته است و جدا كردن اين سه از يكديگر مربوط به متأخرين است . از طرفى ، منابع معتبر تصريح دارند كه ابو عمرو بصرى ، در انتهاى آيات به اصطلاح تجويدى وقف مىكرده است نه سكت .
( 3 ) - اين روايت به طرق مختلف از ام سلمه روايت شده ولى در تمام آنها فقط به سوره حمد اشاره شده و از آن كليت براى تمام قرآن دريافت نمىشود .