اين حكيم أهل شهر افهسوس (
Ephesus
) در آسياى صغير ويكى از اشرافزادگان آنجا بود . تولد أو را سال 535 ق . م « 1 » ودر گذشت أو را به سال 475 نوشتهاند كه كمي بعد از جنگ سپاه إيران با مردم آتن در سالامين است . بنابراين تمام زندگانى وى در دوران تسلط ايرانيان ( از تسلط كوروش بر آسياى صغير وسواحل وجزائر مديترانه ودرياى سياه تا دوران داريوش ) بوده ، وبهمين دليل فرهنگ وتمدن وحكمت إيراني بر سراسر آن مناطق حكمفرمايى داشته است .
از اين رو ، همانگونه كه خواهيم ديد ، فلسفه ومباني اصلى هراكليتوس از حكمت اشراقي إيراني إلهام گرفته ، همچنان كه در تواريخ آمده است كه وى با پادشاه هخامنشى آشنايى ومكاتبه داشته وشاه أو را به دربار خود فراخوانده ، ولى أو كه گوشهگير بوده عذر آورده است « 2 » . ستايش أو از خداى يكتاى إيراني ( كه أو شايد براي اولين بار نام آن را زئوس « 3 » گذاشته وبدگويى ومسخره كردن اعتقاد شركآميز يونانيان وهمر شاعر كه آن أساطير را براي مردم به رشته نظم كشيده وبقول هراكليتوس ، مردم را گمراه كرده بود ، همهء نشانه همين ارتباط مستحكم روحي واعتقادي وعلمي أو با ايرانيان است ؛ همانگونه كه خود وى نيز در آن زمان تبعه إيران شمرده مىشده است .
هراكليتوس را همزمان با حكيم ديگر ايتاليايى ( از منطقه إلهئا يا ايلئا ) :
بارمنيدس ( يا پارمنيدس :
Parmenidus
) دانستهاند . معروف است كه هراكليتوس داراى منصب مغى وكاهن بزرگ معبد آرتميس بوده ، كه گويا عنوان «
Basileus
» كه به وى دادهاند ، بهمين معنا وبهمين مناسبت بوده است .
چون مباني فلسفي هراكليتوس از طريق أرسطو وبرخى معاصران وى به ما
هامش
( 1 ) تاريخ الفلسفة اليونانية ، محمد مرحبا ، ص 101 .
( 2 ) سير حكمت در اروپا ، محمد على فروغى ، فصل اوّل .
( 3 )Zeus: اين كلمه را يوناني شده كلمهء زاوش مىدانند .