تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 83

مساهمون:

صمقدمة ٨٣
مبدأ دانستن آتش اين حكيم مانند عدد دانستن مبدأ جهان در نظر فيثاغورس است و - بر خلاف برداشت أرسطو وفلاسفه طبيعت‌گراى ديگر - يك مبدأ مادي وبه معناى مادّة المواد نيست ، بلكه يك ديدگاه عرفانى است ، وتعبير « شعلهء ملكوتي » در كتب ملا صدرا وميرداماد را بخاطر مىآورد همان‌كه از آن در أدب عرفانى « جاويدان خرد » يا « آتشى كه نميرد » ومانند اينها نيز تعبير شده است . نظريهء تحول وحركت دائمي جهان نيز ( كه صدر المتألهين از آن به حركت جوهري تعبير نمود ) هرچند يك نظم وناموس جهانى است ، ولى أصل اين حركت وپويايى ، ثابت وايستاست ، همان‌كه ملا صدرا آن را جهت ارتباط حادثات ومتغيرات به قديم ذاتي وثابت وابدى ( واجب الوجود ) مىداند ( وباصطلاح : ربط حادث به قديم ) . برخى از محققان اروپايى نظريهء أو را مخالف نظريهء فيثاغورس وحكماى ايليائى دانسته‌اند كه همه وحدت‌گرا وبه وجود واحد وثابتي معتقد بودند ، وهراكليتوس را كثرت‌گرا انگاشته‌اند ، ولى اين خطاست ؛ زيرا حكماى ايليائى نظر بمقام صدور موجودات ومجموعهء جهان ، بعنوان يك واحد داشتند ( كه از آن به انسان كبير وگاهى كوسموس تعبير مىنمودند ) ونظريهء هراكليتوس دربارهء آتش ، ناظر به همان مرحله ومقام است ، ولى نظريهء تحول أو شامل مبدأ وجود ومفارقات ومجردات نمىشود ، بلكه مخصوص جهان مادة وهمين موجودات محسوس وزمانيات وظرف زمان است . در اينجا اگر بخواهيم مصطلحات حكيم ميرداماد را بكار ببريم بايد بگوييم كه نظريهء حكماى ايليايى مربوط به وعاء دهر است ، ونظريهء صيرورت وپويايى وبىقرارى جهان هستى هراكليتوس مربوط وعاء زمان مىباشد . نظريهء « تضاد دائم اجزاء جهان » كه خلاف « صيرورت دائم » مىباشد ، خود يك أصل ثابت ويك ناموس طبيعي است واگر به توان از آن به ديالكتيك تعبير كرد با
المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 83 | صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )