تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 82

مساهمون:

صمقدمة ٨٢
نابود خواهد شد . پيكار اضداد ، حقيقت وذاتي جهان ونگهدارندهء أشياء مىباشد ، واضداد عالم ، همه يك حقيقت ويك چيزند واز يك ناموس اصلى جهان يعنى لوگوس (
Logos
) مايه مىگيرند . لوگوس يا قانون واحد فراگير ( در لغت بمعنى كلمه يا عقل فعّال ) عامل نظم ثابت ومنطقي است كه اينهمه پويايى وصيرورت وپيكار اضداد بحكم آن انجام مىشود وضامن وجود وبقاى جهان است « 1 » همان‌گونه كه گفتيم درك نكات فلسفه اين حكما بدون آشنايى با أصول حكمت اشراق إيران قديم ممكن نيست وبا آشنايى با آن به راحتى مىتوان انديشهء اين بزرگان را - كه مانند « گنگ خوابديده » « 2 » سخن مىگفتند براي مردمى ناشنوا - درك نمود . آنچه كه ما از اين سخنان مىفهميم همان است كه پيش از وى وپس از أو گفته‌اند . مقصود وى از آتش ، آتش مادي سوزان نيست ، بلكه اشاره به يك هويت والاي قدسي ومجرّد از مادة ، ورمزى از يك حقيقت خلاق دائمي زنده وحكيم وأزلي وابدى است كه جهان را فرا گرفته ، وبقيهء موجودات حتى آب وخاك وروح انساني از آن برخاسته‌اند ، وسرانجام به آن خواهند پيوست .
هامش
( 1 ) يهوديان اصرار دارند كه كلمهء لوگوس را اولين بار فيلون بكار برده ، ولى از قرائن برمىآيد كه هراكليتوس نيز آن را از ايرانيان گرفته است وبه عقيدهء ويل دورانت ( تاريخ تمدن ، ج 1 ، ص 425 ) همان « منش پاك » مذكور در يسناست كه بعدها به امشاسپندان تعبير گرديده ، ومقصود اصلى حكمت إلهي بوده ( نه عقل ) ، كه بمرور بمعنى فرشتگان در آمده . براي آشنايان به عرفان اسلامى حل مسأله آسان است ، زيرا صادر نخستين را هم عقل اوّل وهم نور ومنش پاك ، وهم فرشتگان مجرد ومفارق مىتوان دانست كه به فيض مقدس ومقام أسماء وكلمات تامات وكلمة اللّه نيز تعبير گرديده است . بنا بر يسنا منش پاك يا بيونانى ( لوگوس ) « وسيلهء آفرينش كائنات » است ؛ واين بعدها در عرفان اسكندرانى به وسيله افلوطين واوديگنس وفيلون يهودي بكار رفته ، وبعدها در مسيحيت جاى أقنوم دوم را گرفته است . ( 2 ) اشاره به شعر :« من گنگ خوابديده وعالم تمام كر * من عاجزم ز گفتن وخلق از شنيدنش »