مىكوشيم با رعايت اختصار خلاصهاى از اين رابطه وزندگى فيثاغورس - كه سرپل اصلى انتقال حكمت اشراقي إيراني به يونان است - وسفر وى به إيران وديگر سرزمينهاى شرقي را بازگوييم .
فيثاغورس
پيامبر فلسفه در غرب - كه گاهى پدر ومؤسس فلسفه نيز ناميده شده است - يكى از مشهورترين حكماى باستانى است كه زندگانى پيچيده وپنهان وى وآموزهها ومكتب وفلسفهاش سبب گرديده كه به پس پردهء أساطير برود وشخصيتى اسطوره مانند شود ، تا به جايى كه حتى در اين قرن ، افرادى در جهان غرب يافت شدند كه منكر وجود تاريخي وواقعي وى گرديدند .
اين حكيم بزرگ وزندگانى أو تا به اندازهاى اهميت دارد كه هيچ تاريخ فلسفهاى را نمىتوان بدون نام أو تدوين كرد ؛ بويژه در شناخت ريشههاى نفوذ فلسفه به يونان وروم وبطور كلى به غرب قديم كندوكاو تاريخ دقيق زندگى وى نقشى فراوان دارد .
متأسفانه يكى ، بسبب تعارض برخى منابع قديمى ، وديگر بسبب استنباطها واجتهادهاى پراشتباه محققان معاصر اروپايى ، وشايد بعلت از ميان رفتن برخى تواريخ وكتب إيراني وغير إيراني در حوادث وجنگها ، سخن در زندگى وتاريخچه أو ومكتبش ( كه به فيثاغوريه يا فيثاغوريان معروف است ) بسيار آشفته ومتعارض وناسازگار است وبدر آوردن يك قدر متيقّن ويك حقيقت مسلّم ، كارى دشوار مىباشد .
يك نظريه كه برخى از محققان معاصر اروپايى آن را به ميان آوردهاند مىگويد كه فيثاغورس از شاگردان زرتشت - پيامبر پاك إيراني - بوده است . گيمن ، يكى از همين محققان مىگويد :