سختى ، اما بايد كوشيد تا اين زردشتهاى چندگانه را در تاريخ يافت » . « 1 » « از نظر فوشه ، زردشت دوّم بود كه زروان را شناساند وأستاذ فيثاغورس بود . همين اعتقاد را بعدها
Herder
و
Zoega
و
Guigniaud
( گينيو ) پذيرفتند » . « 2 »
گيمن از برخى ديگر نيز آرائى نقل كرده كه نه فقط فيثاغورس را معاصر زرتشت وشاگرد وى مىدانند ، بلكه حتى أو را همان موسى ويا إبراهيم دانستهاند ، وبرخى به دليل همين اشتباهها زرتشت را وجودي افسانهاى پنداشتهاند .
وى در همان كتاب چنين مىگويد :
هربلوت (
Herbelot
) مىگويد : ايرانيان قديم بر آنند كه زرتشت از موسى قديمتر بوده است ، ومغانى هستند كه أو را با إبراهيم يكى مىپندارند وأو را غالبا « إبراهيم زرتشت » نامند . « 3 » دربارهء زرتشت چنين برمىآيد كه زرتشت خود موسى است وبيشتر أصل وريشه دين إيراني همان شريعت موسى است . ببيان ديگر : به گفتهء دوروال : فيلسوف هوئه ثابت كرد كه زرتشت شخصيتى افسانهاى بود كه از روى داستان موسى پرداخته بودند . « 4 »
از لحاظ هايد (
Hyde
) : زرتشت نه تنها معلم فيثاغورس بوده بلكه دربارهء مسيح نبوت كرده واز عزرا وديگر أنبياء بني إسرائيل مطالبى به وأم گرفته بود : چرا خدا مردم إيران را از همهء ديگر مردمان به فضيلت اين دين ، برترى بخشيد ! امرى است كه خدا مىداند . هيچ علت ديگرى
هامش
( 1 ) زرتشت وجهان غرب ، گيمن ، ص 34 .
( 2 ) همان ، ص 26 .
( 3 ) همان ، ص 26 .
( 4 ) همان ، ص 28 و 29 . تأثير تبليغات صهيونيستها نيز در اين آراء ديده مىشود .