تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 22

مساهمون:

صمقدمة ٢٢
انديشه‌هاى « اورفى » وفيثاغورى نمىتواند هماننديهاى بسيار ميان اين دو را ناديده بگيرد واين دو را نمودار وپديده‌اى از يك جهانبينى « واحد » نبيند ، كه هريك از آنها در تعبير ديگرى مؤثّر است . بايد يادآور شويم كه أرسطو هم ، پيوندى ميان ثنويت مغان وفلسفهء أفلاطون مىديد « 1 » . وى با وجود تعصب قاره‌اى وضد شرقي ، در جاى ديگرى از كتاب خود با استناد سخن ايرانشناسان ومتخصصان اوستا وكتب ديني إيران باستان ، به شباهت غير قابل انكار جهانبينى زرتشتى در كتاب بندهش با مكتب فيثاغورى انحرافى ( يا همان اورفيسم ) وپرستش زمان ( يا زروان ) اشاره مىكند كه پيروى دربست يونان را از حكمت ومذهب إيراني اثبات مىنمايد : امّا با مسئله‌اى روبرو هستيم كه گوتز شايستگى مطرح كردن آن را داشته است وآن همانندى فكرى اسناد ومدارك يوناني است با مطالب بندهش . . . اولرود معتقد بود كه [ كيهان‌شناسى اورفيسم ] از إيران وأم گرفته شده است واز امكان دين « ديونيزوس » براي جذب أفكار شرقي . . . سخن مىدارد . . . « خرونوس » - يا زمان - پايگاه خدايى يافته كه در اورفيسم نيز هست ، يكى از نكته‌هايى است كه يادآور نفوذ إيران مىتواند باشد ( معادل زروان إيراني وترجمه آن ) . أفكار هرقليطوس را - كه بر أساس پيكار دائم دو ضد در جهان است - بر گرفته از منابع إيراني دانسته‌اند .
هامش
( 1 ) زردشت وجهان غرب ، گيمن ، صص 119 - 121 .