باستان ديوگنس چنين مىنويسد :
ديوگنس لاارتى (
Diogene Laerce
) در مقدمهء كتاب خود از سابقهء داستانى فلسفه در ميان ايرانيان ومصريان سخن گفته است . . . چنان مىنمايد كه شرقشناسان بتدريج از روى تمدنهاى پيش از عهد هلنى ، مانند تمدنهاى بين النهرين ومصر ، كه ايونيا يعنى مهد فلسفه يونان با آنها در ارتباط بوده پرده بر مىدارند ونظر دوم ( يعنى يونان ، فلسفه را از أقوام غير يوناني بإرث برده ) تأييد مىكنند .
مثلا ممكن نيست كه مشابهت نظريه معروف طالس ملطى - نخستين فيلسوف يونان - را كه همه أشياء را از آب مىداند با منظومهء خلقت كه قرنها پيش از آن در بين النهرين سروده شده ناديده گرفت ( . . . ) ومىتوان گفت كه فلسفهء اولين دانشمندان طبيعتشناس ايونى صورت تازهاى از مطلب كهنه [ ايرانيان ] بوده است .
جديدترين تحقيقات دربارهء تاريخ رياضيات به نتايجى مشابه با آنچه گفتيم رسيده است . ميلو (
Milhaud
) اين نظر را در سال 1910 م اظهار كرده است كه « مواد مطالبى كه شرقيان ومصريان در رياضيات فرآهم آورده بودند چنان مهم وچندان زياد بوده كه تا ده سال أخير تصوّر آنهم نمىرفته است » « 1 » . يونانيان كمتر به كشف وابداع دست يازيدهاند وبيشتر به تصريح وتوضيح آراء متداول وترجيح بعضي از آنها بر بعضي ديگر پرداختهاند .
ودر جاى ديگرى مىگويد : « ملطيان آنچه را كه از تمدنهاى بين النهرين ومصر
هامش
( 1 ) تاريخ فلسفه ، أميل بريه ، ج 1 ، صص 3 - 4 .