بدانها انتقال يافته بود در كشور يونان انتشار دادند . . . « 1 » از سال 494 با ويراني مالطس ( مالت ) وزوال نحله ملطى ، حوزه علمي به ايتالياى جنوبي وصقليه ( سيسيل ) منتقل شده بود » . « 2 »
محقق ديگرى نيز نوشته است :
فيثاغورس وآمپدوكس وفيثاغوريان متأخر هم ( بر روال زردشت ) كشتار رمه وگله را منع مىكنند . بنابراين ، كم وبيش بگونهاى همزمان ( سال 500 ق . م ) هم در إيران وهم در يونان تمايلات ديني همانندى پيدا مىشود . . .
داورى با آتش - كه هراكليوس از آن سخن مىگويد - ريشهء إيراني دارد ( . . . ) آتش خردمند دادگر از مفاهيم أصيل زرتشتى است ( . . . ) بنابراين ، بايد چنين فرض كرد كه ( انديشهء إيراني ) داورى با آتش پيش از پايان قرن ششم ق . م به بابل منتقل شده واز آنجا ( . . . ) به يونان سرايت مىكند . « 3 »
روايات يوناني آن هنگام ( يعنى قرن ششم ق . م ) خبر از مسافرت وسياحت مردى به مصر وبابل مىدهد كه بعدها بعنوان رهبر مذهبي وپيشوايى خردمند در يونان وجنوب ايتاليا روزگار بسر برد ، يعنى فيثاغورس .
اگر اين فيثاغورس بوده است كه در انتقال اين انديشهها از شرق
هامش
( 1 ) همان ، ص 51 .
( 2 ) همان ، ص 61 .
( 3 ) استنباط ديگر اين است كه از يكسو به بابل وملل همسايه ديگر رفته ، واز سوى ديگر به وسيله افرادى مانند فيثاغورس به يونان برده شده باشد .