تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 264

مساهمون:

صمقدمة ٢٦٤
رنه دكارت در لاهه ( 1596 م ) ؛ واين تاريخ را مىتوان نقطه‌اى براي مقايسه سير فلسفه در إيران واروپا ( يا فلسفهء شرق وغرب ) قرار داد ، وأوج فلسفه وعلوم را در قرن شانزدهم مسيحي در إيران وشرق با حضيض آن در اروپا زير ذره‌بين تحقيق گذاشت . از بررسى مجموعهء دستنوشت ملا صدرا - كه در آن‌همه گونه مطالب مهم فلسفي ، عرفانى ، شعر وتفسير قرآن وحديث از بزرگان دانش وفلسفه وعرفان آمده - مىتوان دانست كه وى در سنين جوانى وأوائل دههء سوم عمر خود از تمام علوم زمان آگاهى داشت ؛ بخصوص كه از يمن ثروت پدرى ، كتابخانهء جامعي شامل كمياب‌ترين كتب علمي خطى را نيز در اختيار خود مىيافته است . « 1 » با انتقال پايتخت صفويه در زمان شاه عباس اوّل از قزوين به أصفهان در سال 1006 ه . ق ( 1598 م ) علما وهنرمندان ، از جمله شيخ بهائى ( كه تقريبا منصب رسمي وزارت أمور حقوقى را داشت ) وميرداماد ( كه سمت نيمه رسمي امامت نماز جمعهء پايتخت با أو بود ) همه به أصفهان آمدند وحوزهء علمي قزوين به أصفهان منتقل گرديد . ملا صدرا نيز در جريان اين انتقال - كه به تأسيس مكتب أصفهان انجاميد - قرار داشت وبه أصفهان آمد وآخرين مدارج علمي خود را در فلسفهء مشائى واشراقي وعرفان اسلامى ومنطق وكلام در كنار تحصيل فقه وتفسير وحديث وبرخى علوم ديگر مانند نجوم وأسطرلاب ورياضيات وپزشكى ، پشت سر گذاشت . بخشي از زندگى وى در اين مقطع ، مبهم ونامشخص است . بنظر ما وى در دههء دوم قرن يازدهم هجرى به شيراز - وطن خود - برگشته در آنجا ازدواج كرده وبدرس وتربيت طلاب پرداخته وبسبب آماده نبودن جامعهء علمي آن زمان - كه تاب
هامش
( 1 ) در فهرستى كه از خود وى باقىمانده وأخيرا به چاپ رسيده وبه نظر مىرسد كه مربوط به دوران نوجوانى أو در شيراز است ، كتب أو نسبتا اندك ومحدود است وممكن است بعدها كتابخانه خود را گسترش داده باشد .