تاراج نسخ خطى كتب فلسفي وعلمي مسلمانان ونهضت براي ترجمه آنها بزبان لاتين - كه زبان آن روز بود . وهمانگونه كه گذشت ترجمه اگرچه از قرن 10 م ، در زمان ژربرت ، آغاز شده بود ، ولى براي آن ادوار ومراحل چندى مىتوان در نظر گرفت :
1 - ترجمههايى كه ژربرت وشاگرد أو فولبرت ( أهل شارتر ) انجام دادند ونيز زمان اسكات اريژن ( به معناى : ايرلندى ) ( 810 - 877 م ) كه از يوناني نيز ترجمه نموده است وفلوطينى است .
2 - ترجمههايى كه آدلار باثى (
Adelard of Bath
) ( 1090 - 1160 م ) پس از بازگشت از كشورهاى اسلامى ( صقليه - دمشق - بغداد و . . . ) انجام داد وأو را مىتوان مؤسس فلسفه در انگلستان دانست . مىگويند وى از همهء علوم رايج در حوزههاى اسلامى وحتى صرف ونحو عربى برخوردار بوده ودر ترجمهء كتب طليطله ( توليد و ) نيز مداخله داشته است . همچنين ترجمههاى قسطنطين آفريقايى ( تاجر تونسى كه مسيحي شده ، وبه طب وعلوم ديگر روى آورده بود ) ؛ وى كتب بسيارى را از كشورهاى اسلامى به اروپا آورد وبه يارى أسقف آتن (
Atton
) تا سال 1087 م به ترجمه آن مشغول بود .
3 - ترجمههايى كه در دو پايگاه ديگر مهم ترجمه ، يعنى اسپانيا وصقليه ، انجام مىگرفت . يكى شاه فردريك دوم كه با پادشاهان مسلمان مكاتبه داشت واز آنان پرسشهاى فلسفي مىكرد وپس از جنگهاى صليبى وفتح اسپانيا بدست مسيحيان عدهاى را مأمور ترجمه كتب فلسفه وطب وعلوم مسلمانان از عربى كرد وافرادى خبره مانند منجم ميكائيل اسكوت ( 1232 م ) ولئوناردو فيبوناچى - كه از كودكى در الجزاير نزد مسلمانان كارگرى كرده وبزبان عربى تسلط داشت - از جملهء مأموران أو در ترجمه بودند ، وكار ترجمه تا سألها پس از فردريك ادامه يافت .