افزوده شد وهم تجمل وزندگى مرفه وراحت به آنجا راه يافت . از اين رهگذر ، هم حقوق اسلامى در شاخههاى گوناگون مطرح گرديد ودر مدارس آنجا بررسى شد ، اگرچه دليلي بر تدريس آن در دست نيست ، ولى بعدها سبب نوشتن كتابهايى در حقوق درياها وحقوق بشر وحقوق سياسي گرديد . گروسيوس ، ويتوريا ، سوارز ، واسكز ، ژان تيليس كه همه كشيش مسيحي ( از قرن 15 تا 18 ميلادي ) بودند ، از همين وارثان حقوق اسلام مىباشند .
بدنبال اين جريان ، حوزهء شارتر (
Chartre
) - يكى از حوزههاى پررونق فلسفه وعلوم در قرن 11 م - بوجود آمد وتأثير بسيارى در اروپا وپرورش كشيشان آشنا به كلام وفلسفه داشت ، اگرچه هنوز روح فلسفهء اسلامى بر آن سايه نيفكنده بود . در قرن 13 م ناگهان وضع دگرگون شد وبر اثر نهضت گسترده ترجمه در سراسر اروپا از اسپانيا تا رم وپاريس - كتب ابن سينا وفارابى وحتى ابن رشد ترجمه شده ودر حوزهها ومدارس تدريس گرديد وبر خلاف گذشته قرون وسطى - كه أرسطو ومكتب مشاء مطرود وشيطانى شمرده مىشد « 1 » - مكتب ناقص اشراقي مسيحي جاى خود را به فلسفه مشائى داد .
در قرون وسطا سه گونه مدرسه وحوزه وجود داشت : اوّل ، مدارس وابسته به ديرها ؛ دوم ، مدارس عادى مسيحي ( وباصطلاح كاتدرائى ) ؛ سوم ، دانشگاهها كه در قرن 13 م بوجود آمدند وفضاى نسبتا آزادى داشتند .
ترجمهء كتب مسلمانان از عربى به لاتين ، كشيشان مسيحي را از خواب عميق پركابوسشان بيدار كرد واز آن پس به فلسفه وعلم واقعي روى آوردند ؛ اسكولاستيكها تلاش مىكردند كه براي عقل نيز در كنار ايمان به مسيح جايى پيدا كنند وكليسا با
هامش
( 1 ) بر پايهء بخشنامه مجمع پاريس سال 1210 خواندن كتب أرسطو وشروح آن هنوز ممنوع وحرام بود .