ودر اين راه دو منطقي به نام برانژه وروسئن اعدام شدند .
روز به روز عمق جهالت وتعصب وتقليد در انديشه ودانش مسيحيت اروپا در آن روزگار بيشتر مىشد ، در حالي كه همزمان ودر طول اين قرون تاريكى در اروپاى مسيحي ، ملل مسلمان در أوج تمدن بودند ووالايى فرهنگ اسلامى را مىگذراندند .
اين همان دورانهايى است كه فارابىها وابن سيناها ورازىها در إيران وكشورهاى ديگر حضور داشتند واسماعيليه واخوان الصفا وفلسفه وعلوم ديگر را به سراسر قلمرو اسلامى مىرساندند ؛ وبقول يكى از مورخان اروپايى فلسفه : « مردم تحصيلكرده امروزى غرب نمىتوانند تصور كنند كه در قرون وسطا كه بيزانسيها ومسيحيان اروپا در جهل وخرافات بسر مىبرند ، مسلمين ومدارس اسلامى تا چه سطحى در أوج علمي قرار داشته است » . « 1 » « دست كم از زمان ژربر ، اسپانيا ( شبه جزيره ايبريا ) نقش پل واسطه فرهنگى را بين مسلمين واروپا داشته است » . « 2 »
اما در اين قرون ، دو واقعهء نظامى وجنگ بزرگ روى داد كه سرنوشتساز بود ووضع اروپاى مسيحي را به كلى دگرگونه ساخت وبه رشد فرهنگ وعلم وفلسفهء آن شتاب بسيار بخشيد : يكى جنگهاى صليبى ، وديگرى فتح اندلس . اين دو جنگ بهمان اندازه كه براي مسلمانان زيانبار بود ، براي اروپا سودمند افتاد وبه روح وانديشه واقتصاد وفرهنگ آنان جان تازه بخشيد .
آغازگر جنگهاى صليبى روشن نيست : گفته مىشود كه يك كشيش فرانسوى مردم را به فتح بيت المقدس ترغيب مىنموده « 3 » ، ويا اينكه فقر ودرماندگى خوانين وبارونهاى اروپايى وطمع مال ومنال واميد يغماى كشورهاى ديگر آنان را به راه جنگ
هامش
( 1 ) تاريخ فلسفهء قرون وسطى ، بىژوان ( ترجمهء عربى ) .
( 2 ) همان .
( 3 ) تاريخ قرون وسطى ، آلبرماله ، ص 248 .