قرار داد .
راه نخست ، از راه دوم - يعنى ترجمه كتب به لاتين - جدا نبود يعنى تقريبا تمام كساني را كه در نزد مسلمين - چه در اسپانيا وچه در نقاط ديگر مانند بغداد وشام - علم وفلسفه آموخته بودند مىبينيم كه به كار ترجمه نيز مىپرداختند وگاهى حوزههاى ترجمه ( دار الترجمة ) تشكيل مىدادند ومترجمان چيره دست وآشنا بزبان عربى را به آنجا مىآوردند .
براي آشنايى بيشتر به اين جريان طبيعي حكمت وعلوم از ملل متمدن به ملل عقب افتاده - كه طبق قانون ظروف بهم پيوسته در فيزيك ، در جوامع انساني نيز انجام مىگيرد - شايسته است كه به تاريخ وأوضاع اجتماعي غرب آن روز نگاهى گذرا بيندازيم .
با سقوط امپراتورى رم غربى وتسلط أقوام وحشى ( گلها - ژرمنها وقبايل ديگر ) در قرن 4 م ، تمدن رميها جاى خود را به هرج ومرج فرهنگى وجهل وتوحّش فكرى وروحي داد وخوانين وامرا به نام بارونها ودوكها وكنتها وشواليهها بجاى امپراتورها نشستند ونظام فئودالى بحد كمال رسيد . تنها كسى كه توانست نظام سياسي اروپا را شكل بدهد وقبايل وخوانين را متحد كند شارلمانى ( حدود 800 م ) معاصر هارون عباسى است .
اين پادشاه كه با ملت متمدن وپيشرفته مسلمان همسايه بود به انديشهء نجات ملل اروپايى بر آمد وداستان رابطه أو با هارون ودريافت هدايايى از وى ( كه گويا ساعتي - اولين ساعت دستساز - نيز هديه گرفته است ) معروف مىباشد . شارلمانى كه جهل وتوحّش أقوام خودى وتمدن ورواج دانش در ميان مسلمانان را دريافته بود چون مىخواست عظمت يونان وروم قديم را براي خود تجديد كند فرمان داد مدارسى مانند
المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 248
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
صمقدمة ٢٤٨