دانشمندان بود ، قاهره به مبارزهء فرهنگى مىپرداخت وبه اينگونه در درون سازمانهاى گوناگون عباسيها نفوذ مىنمود .
حكومت امويان فرارى ، در اندلس نيز - كه از نفوذ باطنيه بدور نمانده بود - سعى در رقابت با عباسيان داشت وبه همين سبب بترويج علوم وفنون واز جمله حكمت وفلسفه مىپرداخت . از جمله يكى از خلفاى اين سلسله ( حكم دوم / 350 - 365 ه ) در رقابت فرهنگى با عباسيان كتابخانهاى بزرگ بنا نمود واز هر سو كتابهاى علمي براي آن فرآهم كرد وبه گردآورى حكما وعلما پرداخت .
جنبش باطنيه شيعي نيز در اين ميان در اسپانيا مانند نقاط ديگر بهرهء خود را گرفت ونمايندگان ومبلغان آنكه گاه بزرگترين دانشمندان زمان شمرده مىشدند اندلس را به مدرسهاى گسترده براي ترويج فلسفه وعلوم ديگر مبدل ساختند كه نام برخى از آنان مانند ابن مسرّه وابن باجّه وأبو الحكم كرمانى ( كه گفته مىشود نخستين كس است كه رسائل إخوان الصفا را به اسپانيا برده ) ، ورياضيدان ومنجم معروف مجريطى ( مادريدى ) ، بسيار شهرت يافته است .
در سايهء اين فضاى مناسب ، وبا وجود اينكه لفظپرستى ظاهرگرايى وحشويگرى وقشرىمآبى در آنجا بصورت مذهب فقهى ظاهريه « 1 » در بسيارى مواقع كارشكنيها مىكرد ، فلاسفهء بزرگى مانند ابن الصائغ يا ابن باجّه ( در گذشته حدود 532 ه / 1138 م ) - كه أو را مىتوان فارابى اسپانيا دانست - وشاگردش ابن طفيل ( ابن سيناى اسپانيا ) مؤلف رسالهء حىّ بن يقظان ( حدود 494 - 580 ه ) ، ونيز ابن رشد ( 520 - 594 ه ) وابن سبعين ( در گذشته 698 ه / 1269 م ) از آنجا برخاستند . در زمان ابن رشد بود كه عارف معروف « ابن عربى » نيز در اندلس چشم به جهان گشود .
هامش
( 1 ) پيروان داود ظاهري أصفهاني .