قام قائمنا » كه در روايات شيعه آمده معنائى أعم از قيام امام دوازدهم دارد . از طرفي قيامهايى - مانند قيام زيد فرزند امام چهارم - امام سجاد ( ع ) - وقيامهاى حسنيّون ( محمد نفس زكيه وبرادرش إبراهيم ) - كه پيش از آن انجام شده بود سركوب گرديده ومشكلاتى بيشتر ببارآورده بود وسياست ودورانديشى اقتضا مىكرد كه بنياد كارهاى سياسي محكم ، وسازمانها همه زيرزمينى ، فعاليتهاى همه پوشيده ومرموز وكاملا سرى باشد .
بنظر مىرسد كه در اين سازماندهى ، امام واقعي ، مسؤول بيان احكام ظاهري وپاسخ به شبهات ومسائل ونقل حديث براي شيعه بوده وآنچه كه بعدها عرفان وحكمت ايمانى ويا فلسفه اسلامى ناميده شد همراه با تفاسير عرفانى ورمزآميز قرآن وبيان آثار حروفى وعددي آن ، وتدريس علوم خفيه ( مانند علم حروف واعداد وجفر ونظائر آن ) با نمايندهء مورد وثوق وبرادرزاده أو باشد ؛ واين شيوه بسا سبب گرديده كه اسماعيليه ، باصطلاح ، هم بازوى نظامى وحزبي وسياسي أهل بيت وتشيع باشند وفشار خلفا را از امام اصلى به سوى خود برگردانند ، وهم در عين حال ، حكمت أهل بيت را - كه در بيشتر ادوار وأزمنة امام اصلى امكان بيان آن را نداشت - تدريس وترويج كنند .
* * * به تاريخچه سير علوم عقلي در شيعه بازمىگرديم : در چنين شرائط وأوضاع وأحوال سياسي واجتماعي كه بسيار پيچيده وداراى عناصر پنهانى است ، محقّق تاريخ فلسفه به آسانى نمىتواند سر رشتهء سير واقعي كلام يا فلسفه را در شيعه به خوبى دنبال كند ؛ امّا مىتوان با يك تحليل دقيق ، سير حكمت وعلوم را در شيعه - كه ريشههاى آن در سازمانهاى پنهانى سياسي واجتماعي نهفته بوده است - اينگونه بيان نمود كه در
المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 218
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
صمقدمة ٢١٨