نشيب بسيار بوده است ؛ زيرا شيعه كه در اقليت قرار گرفته بود ودستگاه خلفا بيرحمانه آنان را نابود مىكرد وحتى امامان آنها را پنهانى مسموم مىساخت ومىكشت ، ناگزير به سازماندهى تشكيلات پيچيدهاى شد كه مايههاى اعتقادي وكلامي آن برگرفته از قرآن وسنت ، ولى از طريق امامان خود بود ، فقه مستقل وجداگانه داشت ، وشيوهء زندگى سياسي واجتماعي ويژهاى را در پيش گرفته بود تا از نابودى بگريزد ومأموريتى را كه پيامبر به جانشين خود أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ( ع ) ويازده جانشينان ديگر خود داده بود به پايان ببرد وبثمر وسامان برساند . « 1 »
سبب اين موضعگيرى شيعه را بايستى در تحولات سياسي واجتماعي آن دوره تاريخي يافت . عامه مردم - بجز گروهى كه در نواحي دمشق ، پايتخت امويها وبدور از مركز وحى ورسالت وزير فشار تبليغاتى دستگاه معاوية زندگى مىكردند - از خلفاى بنى أمية ناراضى وآمادهء انفجار وانقلاب بودند ، تنها محورى كه اكثريت مردم در آن توافق داشتند « أهل بيت » يعنى سلسلهء امامان شيعه بودند كه در عرف مردم آن زمان با رمز « رضى آل محمد » تعريف مىشدند . گروهى از عموزادگان « أهل بيت » - كه بعدها به نام عباسيان معروف شدند وخلافت براه انداختند - از اين نياز مردم بهرهگيرى سياسي ونظامى كردند وگروهى از خراسان ، دورترين نقطهء قلمرو حكومتى ، بمخالفت وقيام برخاستند وسرانجام حكومت سلسلهء امويها را منقرض ساختند .
اقدام بعدى عباسيان وانمود كردن خود به نام همان وارث پيامبر « يا رضاى آل محمد ( ص ) » وسركوب كردن خاندان امام علي ( ع ) بود وامام ششم شيعيان يعنى امام جعفر صادق ( ع ) كه در آن زمان مىزيست ودر معرض نامزدى خلافت وحكومت بود ،
هامش
( 1 ) أمير المؤمنين علي عليه السلام مستقيما بر أساس واقعهء ونص صريح غدير خم جانشين بلا فصل پيامبر بود ودر سنت پيامبر ( ص ) صريحا به وجود يازده امام ديگر از نسل وى اشاره شده بود ، ولى مورد قبول عدهاى از محدثان غير شيعه قرار نمىگرفت .